بنابه گزارشات رسیده انتقال یک هموطن بهایی از بند ۴ سالن ۱۲ بند زندانیان سیاسی به بند ۱ زندان گوهردشت کرج به دلیل نوشتن نامه به آخوند علی خامنه ای و تشریح سرقت اموالش و زندانی کردن غیر قانونی وی در این نامه .

روز چهارشنبه ۷ خرداد ماه زندانی عقیدتی شهرام چینیان ۴۰ ساله که نزدیک به ۲ سال است در زندانهای اوین و گوهردشت کرج زندانی می باشد از بند ۴ سالن ۱۲ بند زندانیان سیاسی به بند ۱ زندان گوهردشت که محل نگهداری زندانیان عادی و خطرناک است منتقل نمودند .

علت انتقال این هموطن بهایی به بند ۱ ،نوشتن نامه به آخوند علی خامنه ای ولی فقیه رژیم و و اعتراض این هموطن به سرقت اموال شخصی و زندانی کردن غیر قانونی اش می باشد .

در طی هفته های گذشته یورشها، اذیت و آزار و فشارها علیه زندانیان سیاسی در نقاط مختلف ایران شدت گرفته است هدف از این اقدامات غیر انسانی ایجاد رعب و وحشت می باشد.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران ، انتقال این هموطن بهایی به بند مجرمین عادی برای تحت فشار قرار دادن وی را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی خواستار اقدامات عملی برای پایان دادن به سرکوب وحشیانه و غیرانسانی زندانیان عقیدتی و سیاسی در ایران است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

۰۹ خرداد ۹۳ برابر با ۲۹ می ۲۰۱۴

گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید

کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد

گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد

سازمان عفو بین الملل

مقاله قبلیهشتاد سال پیش در چنین روزی قانون تأسیس دانشگاه تهران تصویب شد
مقاله بعدیتصویربرداری مستقیم از سیاره فراخورشیدی غول‌پیکر با نور مادون قرمز
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.