افشین کرم‌پور از وکلای زندانی دراویش گنابادی در آخرین ساعات پیش از تحویل سال ۹۲ به بیمارستان شهدای تجریش منتقل شد و بستری شد.

 پس از ماه‌ها سر انجام افشین کرم‌پور، وکیل زندانی دراویش در بند ۳۵۰، که از بیماری دیسک کمر رنج می‌برد به بیمارستان شهدای تجریش منتقل و بستری شد.

این انتقال و بستری در آخرین ساعات پایانی سال ۹۲ در حالی صورت گرفت که روز گذشته از بستری این درویش زندانی با وجود تشخیص پزشک مبنی بر لزوم بستری فوری، با ممانعت مسئولین زندان رو به رو و بدون انجام اقدامات درمانی به زندان اوین بازگردانده شده بود. آقای کرم‌پور در حالی به بیمارستان منتقل شده است که حتی قادر به راه رفتن نبود و از ویلچر استفاده می‌کرد.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از مجذوبان نور، یادآور می‌شود پیش از این عدم انتقال آقای افشین کرم‌پور به مراکز درمانی با وجود درد شدید، منجر به اعتصاب غذای ۱۰ درویش در زندان‌های کشور و ۳۵۰۰ درویش در خانه‌های خود و همچنین تحصن اعتراضی گسترده دراویش در مقابل دادستانی تهران شد. اقدامی که با وجود خشونت ماموران گارد و بازداشت‌های گستردهٔ دراویش، با وعدهٔ رسیدگی مسئولین پایان یافت.

مقاله قبلینامه ۱۷۷ وکیل دادگستری به رییس قوه قضاییه: شائبهٔ هرگونه نادرستی و بی‌عدالتی را از دستگاه قضایی بزدایید
مقاله بعدیهمكاري «تراولتا» و «هاك» در يك فيلم وسترن
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.