نگار حائری دختر زندانی سیاسی ماشاالله حائری جهت اجرای حکم به زندان قرچک ورامین منتقل شده است.

نگار حائری که وکالت پرونده پدرش را نیز به عهده داشت بیش از بیست روز پیش به منظور اجرای حکم یک سال حبس تعزیری، صادره از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی پیرعباس، به زندان قرچک منتقل شده است.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از کمیته گرارشگران حقوق بشر، خانم حائری پیش از این نخستین بار در ۱۱ اردیبهشت ۹۰ بازداشت و پس گذراندن ۴۰ روز حبس در بند ۲۰۹ زندان اوین، به قید وثیقه ۵۰ میلیونی آزاد شد. وی دومین بار در تاریخ ۱ تیر ۹۱ مجدداً بازداشت و پس از گذراندان ۱۸۰ روز حبس به قید وثیقه ۳۰۰ میلیون تومانی از زندان آزاد شد.

ماشاالله حائری زندانی سیاسی دهه شصت پیش‌تر به دنبال بازداشت دخترش نگار دچار حمله قلبی شده بود، این زندانی سیاسی که سال‌های ۶۰ تا ۶۴ نیز در بازداشت بوده است، در پی حوادث روز عاشورا سال ۸۸ بازداشت و به تحمل ۱۵ سال حبس تعزیری محکوم شد، وی هم اکنون در زندان رجایی شهر در وضعیت بسیار وخیم جسمی به سر می‌برد.

مقاله قبلیممانعت از آزادی محسن قشقایی زاده در پی مرگ مادرش
مقاله بعدی«داونی جونیور» تاثیرگذارترین سینماگر جهان از نگاه «فوربس»
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.