بنابه خبرهای دریافتی آیت(یوروش) مهرعلی بیگلو عضو کمیته مرکزی یئنی گاموح، صبح روز پنج‌شنبه با درخواست شورای تامین امنیت استان وبا رضایت کامل دادستان و رئیس زندان شهرستان جلفا که بودن این فعال سیاسی در زندان شهرستان جلفا امنیت این شهر را تهدید می کند، دوباره به زندان مرکزی تبریز منتقل شد.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از فعالان حقوق بشرآذربایجان درایران، این فعال سیاسی به همراه ۴ تن دیگر درتاریخ ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۲«پورباقر» قاضی شعبه سوم دادگاه انقلاب تبریزاین فعالین سیاسی  را به اتهام تشکیل گروه غیرقانونی، و تبلیغ علیه نظام به ۹ سال حبس تعزیری(جمعا۴۵ سال) محکوم کرده بود. احکام صادره در دادگاه بدوی، توسط شعبه ۶ دادگاه تجدید نظر در تبریز به ریاست«قاضی ایمانی» عینا تایید شد.
این فعالان سیاسی به دنبال احکام ناعادلانه و دراعتراض به این حکم درتاریخ ۲۲ تیرماه سال ۱۳۹۲ ، به مدت ۲۸ روز دست به اعتصاب غذا زدند که در پی درخواست پیش‌کسوتان و فعالین حرکت ملی وهم‌چنین شخصیت‌هایی چون آیت الله بیات زنجانی به اعتصاب غذای خود پایان دادند. خاطرنشان می‌شود که درسال ۹۳ برای فرستادن فعالین به زندان شهرهای خود و خواسته های دیگر، یوروش مهرعلی بیگلو به مدت ۳۷ روز و لطیف حسنی به مدت ۵۲ روز برای بار دوم دست به اعتصاب غذا زدند.

از زمان روی کارآمدن حسن‌ روحانی سیستم قضایی وارگان‌های امنیتی فشار بر زندانیان‌سیاسی را بیشتر کرده تا چنین وانمود کنند، سیاست‌های‌شان در رفتار با منتقدان حکومت و زندانیان سیاسی عوض نشده و رئیس جمهور درایران مقامی تشریفاتی بوده و اختیاراتی ندارد.

گفتنی ست زندان مرکزی تبریز، زندانی غیر استاندارد است و اختلاط زندانیان سیاسی و عقیدتی با سایر زندانیان، شرایط پرخطر برای این زندانیان ایجاد کرده است. تا این زمان مسئولان قضایی و امنیتی به خواست زندانیان و فعالان مدنی توجهی نکرده اند و در تشدید شرایط حال زندانیان و خانواده های‌شان کوشیده اند.

مقاله قبلیبیانیه فعالین کارگری زندانی و جمعی از زندانیان سیاسی در حمایت از خواسته ها و اعتراضات کارگران
مقاله بعدیاتوبوس 657 با همراهی رابرت دنیرو راهی می‌شود
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.