دستور دادستانی مبنی بر بازگرداندن افشین کرم‌پور از بیمارستان به زندان درمان این درویش زندانی را نیمه کار باقی گذاشت. به این ترتیب در طی کمتر از یک هفته سه تن از فعالان زندانی حقوق دراویش بدون ترخیص پزشک یکی پس از دیگری به زندان اوین منتقل شدند.

 افشین کرم‌پور حقوقدان و فعال حقوق دراویش که از چندی پیش به علت دیسک کمر و گردن و تنگی کانال نخاعی در بیمارستان شهدای تجریش بستری بود، عصر روز دوشنبه با دستور دادستانی تهران و بدون ترخیص پزشک به زندان اوین بازگردانده شد.

در طی هفته گذشته درمان سه تن از دراویش زندانی که یکی پس از دیگری با دستور دادستانی نیمه کاره ماند.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از مجذوبان نور، یادآور می‌شود روز گذشته نیز حمیدرضا مرادی در حالی که طبق تجویز تیم پزشکی بایستی برای مشاوره قلبی به بیمارستان دیگری اعزام می‌شد، در طول مسیر بدون اعلام قبلی به جای اعزام به بیمارستان به زندان انتقال یافت. همچنین مصطفی دانشجو نیز که طبق آخرین گزارش‌های پزشکی، قریب به ۵۰ درصد ریه‌اش از کار افتاده بدون ‌آن‌که پزشکان با ترخیص وی موافقت کنند، روز چهارشنبه یکم بهمن‌ماه از سوی دادستانی تهران به زندان اوین بازگردانده شد.

با گذشت بیش از سه سال از بازداشت و محکومیت فعالان حقوق دراویش به زندان، محرومیت‌های درمانی زیادی بر آن‌ها اعمال شده که بعضا عواقب جبران ناپذیری در سلامتی آن‌ها ایجاد کرده است. همین موضوع نیز بار‌ها سبب اعتراضات گسترده دراویش نسبت به وضعیت وکلایشان شده است.

مقاله قبلیدمیس رو سس خواننده و نوازندۀ پر آوازۀ یونانی در گذشت
مقاله بعدیتشدید فشارها و محدودیتهای غیر انسانی علیه زندانیان سیاسی و عادی در زندان مرکزی زاهدان
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.