بنابه گزارشات رسیده زندانی سیاسی ایرج محمدی تحت عنوان انتقال به بیمارستان از سلول خود خارج گردید ولی بجای انتقال به بیمارستان وی را به سلول انفرادی بند قرنطینه شکنجه گاه زندان منتقل کردند. او در اعتراض به این عمل ضد بشری از لحظه ورود به سلول انفرادی اقدام به اعتصاب غذا نمود.

زندانی سیاسی ایرج محمدی که در اثر شکنجه های وحشیانه بازجویان اطلاعات سپاه دچار بیماری حاد عصبی است ،روز پنجشنبه ۳۰ آبان ماه به وی اعلام گردید که قصد دارند او را به بیمارستانی در خارج از زندان منتقل کنند.ولی هنگامی که به قسمت اعزام زندان برده شد پاسداربندها قصد داشتند که به وی پابند و دست بند بزنند که با اعتراض این زندانی سیاسی مواجه شدند.

بدستور خسروی رئیس زندان مرکزی زاهدان و غلامی رئیس اطلاعات زندان و از شکنجه گران این زندان وی را به جای انتقال به بیمارستان به سلولهای انفرادی بند قرنطینه منتقل کردند. بند قرنطینه دارای شرایط وحشتناک و قرون وسطایی است و زندانیان در این بند تحت شکنجه های جسمی و روحی قرار می گیرند.

زندانی سیاسی ایرج محمدی در اعتراض به انتقال خود به سلولهای انفرادی بند قرنطینه شکنجه گاه زندان مرکزی زاهدان اقدام به اعتصاب غذا نمود وی در سومین روز اعتصاب غذای خود بسر می برد .غلامی برای تشدید فشار بر این زندانی قرصهای اعصاب این زندانی را قطع کرده است.

در حال زندانی سیاسی ارژنگ داوی در زندان بندر عباس، زندانی سیاسی علی مرادی در زندان میناب ،شش زندانی عقیدتی هموطنان اهل سنت در زندان قزل حصار در اعتصاب غذا بسر می برند.

مسئولیت جان تمامی زندانیان سیاسی و عقیدتی اعتصاب غذا کننده در زندانهای مختلف ایران به عهده شخص آخوند علی خامنه ای ولی فقیه رژیم می باشد.چونکه او سیاست سرکوب زندانیان سیاسی را در ایران تعیین می کند

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، انتقال زندانی سیاسی ایرج محمدی ،بجای بیمارستان و درمان وی به سلولهای انفرادی بند قرنطینه شکنجه گاه زندان زاهدان و قطع داروی وی را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی خواستار ارجاع پرونده جنایت علیه بشریت آخوند علی خامنه ای و سایر آخوندهای همدست وی به دادگاه جنایی بین المللی است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

۲ آذر۹۲ برابر با ۲۳ نوامبر ۲۰۱۳

گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید

کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد

گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد

سازمان عفو بین الملل

مقاله قبلیاعدام یک زندانی سالمند در زندان مرکزی زاهدان
مقاله بعدیکشته شد یکی دیگر از اعضای بسیج ایران در سوریه
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.