عصر روز دوشنبه  حمید رضا مرادی در پی احساس درد شدید قفسه سینه و تپش قلب، با تشخیص پزشکان معالج به بخش مراقبت‌های ویژه بیمارستان شهدای تجریش منتقل شد.

حمیدرضا مرادی سروستانی از دراویش زندانی محبوس در بند۳۵۰ که مدتی است که در بیمارستان شهدای تجریش تحت نظر پزشکان قرار دارد، عصر روز دوشنبه در پی احساس درد شدید قفسه سینه، توام با تپش قلب با تجویز پزشکان به بخش مراقبت‌های ویژه (سی سی یو) منتقل شد.

این درویش زندانی مدت زیادی است که به گرفتگی شدید عروق قلبی و همچنین عروق ناحیه پا مبتلاست، رگ‌های اصلی خون رسانی هر دو پای وی گرفتگی شدیدی دارد، به طوری که عدم درمان می‌تواند منجر به از دست دادن هر دو پای وی شود.

آقای مرادی چندی پیش به علت عدم برخورداری بیمارستان شهدای تجریش از امکانات تخصصی درمانی، درخواست انتقال خود را به دادستانی تهران ارسال نموده که هنوز پاسخی به آن داده نشده است.

گفتنی است دو تن دیگر از وکلای زندانی دراویش، به نام‌های مصطفی دانشجو و افشین کرم‌پور نیز در بیمارستان شهدای تجریش تحت درمان قرار دارند. آقای کرم‌پور که از دیسک کمر و گردن رنج می‌برد در حال سپری یک دوره درمانی فیزیوتراپی است.

همچنین مصطفی دانشجو نیز که از مشکلات تنفسی و قلبی رنج می‌برد نیز در انتظار صدور مجوز‌های لازم از سوی دادستانی تهران برای اعزام به مرکز درمانی دیگری برای انجام آنژیوگرافی تجویز شده به سر می‌برد.

مقاله قبلیدرخواست دراویش گنابادی برای پایان دادن به اعتصاب غذای زندانیان سیاسی-عقیدتی
مقاله بعدیصدور کیفر خواست برای یک درویش روحانی
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.