بنابه گزارشات رسیده انتقال حداقل ۳ زندانی از زندان قزل حصار کرج و ۳ زندانی از زندان مرکزی کرج به سلولهای انفرادی جهت اجرای حکم ضد بشری اعدام .

صبح روز دوشنبه ۲۷ بهمن ماه حداقل ۳ زندانی از واحد ۲ سالن ۲ زندان قزل حصار کرج به سلولهای انفرادی به منظور اجرای حکم غیر انسانی و قرون وسطایی اعدام به سلولهای انفرادی این زندان منتقل شده اند.

اسامی این ۳ زندانی عبارتند از :

۱ـ وحید لعلع آبادی ۳۳ ساله ،متاهل و دارای ۱ فرزند، وی ۵ سال است که در زندان بسر می برد.

۲ـ ایوب فرهادی ۳۳ ساله ، متاهل و دارای ۱ فرزند، وی نیز مدت ۵ سال است که در زندان بسر می برد.

۳ـ امیر داودی ۳۹ ساله ، ۹ سال است که در زندان بسر می برد.

همزمان تعداد نامشخصی از زندانیان نیز از سالن های دیگر واحد ۲ زندان قزل حصار کرج جهت اجرای حکم اعدام به سلولهای انفرادی منتقل شده اند. به محض اطلاع از اسامی آنها به آگاهی عموم خواهد رسید.

همزمان با انتقال این زندانیان به سلول انفرادی خانواده های آنها در مقابل زندان قزل حصار کرج تجمع کرده و خواستار توقف اجرای حکم اعدام عزیزان خود هستند.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران؛ از طرفی دیگر گزارشها حاکی از آن است که ۳ زندانی از زندان مرکزی کرج نیز به سلولهای انفرادی جهت اجرای حکم ضد بشری اعدام منتقل شده اند.

مقاله قبلیپنج زندانی در زندان مرکزی ارومیه اعدام شدند
مقاله بعدیکپنهاک در سایه ترس “کفرگوئی و آزادی بیان”
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.