شماری از مردم لبنان با انتشار پست‌هایی در شبکه‌های اجتماعی ناخشنودی خود را نسبت به نصب مجسمه قاسم سلیمانی ابراز داشتند. رونمایی از مجسمه سه متری قاسم سلیمانی در بیروت اعتراض بسیاری از شهروندان این کشور را در پی داشت.

روز سه‌شنبه پنجم ژانویه (۱۶ دی) نیروهای وابسته به حزب‌الله لبنان اقدام به رونمایی از مجسمه قاسم سلیمانی، فرمانده سپاه قدس در بیروت کردند.

رونمایی از مجسمه سلیمانی دو روز پس از سالروز حمله پهپادی آمریکا به خودروی حامل او در بغداد صورت گرفته است. آمریکا روز سوم ژانویه سال ۲۰۲۰ در یک حمله پهپادی قاسم سلیمانی و همچنین ابومهدی مهندس، یکی از فرماندهان حشد الشعبی را از پای درآورد.

حزب‌الله مدعی شده است که برپایی این مجسمه بزرگ از سلیمانی در بیروت به پاس تلاش‌های او در مقابله با اسرائیل صورت می‌گیرد. این در حالی است که بسیاری از شهروندان لبنانی و به خصوص مخالفان حزب‌الله با چنین اقدامی موافق نیستند.

“تهاجم فرهنگی”

برخی از کاربران شبکه‌های اجتماعی نصب مجسمه قاسم سلیمانی را “تهاجم فرهنگی” دانسته و از آن به عنوان نشانه‌ای برای افزایش نفوذ رژیم جمهوری اسلامی در لبنان یاد کرده‌اند.

این مجسمه برنزی که سه متر ارتفاع دارد در میدانی واقع در خیابان قاسم سلیمانی نصب شده است؛ خیابانی که منتهی به بزرگراه خمینی می‌شود. همین موضوع را کاربران در شبکه‌های اجتماعی به عنوان جلوه‌ای از افزایش نفوذ سیاسی رژیم جمهوری اسلامی در لبنان تلقی کرده‌اند.

Libanon Beirut | Statue des iranischen Generals Qasem Soleimani

روزنامه “تایمز آف اسرائیل” نیز با انتشار گزارشی ناخرسندی شماری از مردم لبنان نسبت به نصب این مجسمه را بازتاب داده است.

در این گزارش از قاسم سلیمانی، فرمانده سپاه قدس به عنوان معمار نیروهای شبه‌نظامی مورد حمایت رژیم جمهوری اسلامی در خاورمیانه نام برده شده است.

همین گزارش در ادامه متذکر شده است که سپاه پاسداران از سوی ایالات متحده آمریکا به عنوان یک سازمان تروریستی شناخته شده است.

“بیروت اشغال شده”

برخی از کاربران لبنانی شبکه‌های اجتماعی نصب این مجسمه را نشانه تصرف بیروت توسط قوای مورد حمایت رژیم جمهوری اسلامی دانسته و هشتک #BeirutFree_IranOut (بیروت را آزاد کنید-­رژیم جمهوری اسلامی را اخراج کنید) را راه‌اندازی کرده‌اند.

این در حالی است که کاربر دیگری نصب این مجسمه را بازتاب هژمونی فرهنگی حزب‌الله و متحدش (رژیم جمهوری اسلامی) دانسته و نوشته که این تهاجم فرهنگی به لبنان نه تنها حق مردم این کشور را نقض می‌کند بلکه به جدایی و تفرقه در این کشور بیش از پیش دامن می‌زند.

گفته می‌شود یکی از منتقدان نصب مجسمه سلیمانی که از چهره‌های رسانه‌ای لبنان است پس از ابراز انتقاد خود تهدید به مرگ شده است.

گروهی دیگر از کاربران نیز گفته‌اند که دیری نخواهد گذشت که مردم لبنان مجسمه سلیمانی را به زیر خواهند کشید. کاربری با اشاره به تصویری که از نصب مجسمه سلیمانی منتشر شده نوشته است: «مجسمه جدید قاسم سلیمانی در لبنان، با پرچم‌های لبنان در حاشیه این عکس. همراه شدن این مجسمه با این پرچم‌ها این خوبی را دارد که به ما یادآوری می‌کند که در کدام کشور زندگی می‌کنیم. خُب گام بعدی چیست؟ انتشار تمبرهای سلیمانی؟»

دویچه وله نوشت؛ افزون بر این مجسمه، تصاویر بزرگ قاسم سلیمانی در بزرگراه منتهی به فرودگاه بیروت نیز نصب شده است؛ تصاویری که گاهی توسط منتقدان و معترضان پاره می‌شوند.

مقاله قبلیکلی کرفت: جمهوری اسلامی ثبات کشورهای همسایه خود را تضعیف می‌کند
مقاله بعدینتانیاهو: بازگشت به برجام یک کابوس است
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.