پرویز پرستویی«عجب دنیای غریبی شده است. دائما باید مراقب باشی که مبادا رکب بخوری و هر چه می‌خواهی کاری به کار کسی نداشته باشی و سرت به کار خودت باشد، باز می‌بینی آدم‌ها به‌دنبال فرصت و موقعیت خودشان مدام در جست‌وجوی کسانی هستند که بتوانند به آنها وصل بشوند و اسبشان را بتازانند.

در تاریخ 21مرداد 91، فاجعه زلزله در منطقه آذربایجان یعنی شهرهای اهر، هریس و ورزقان اتفاق افتاد. کمابیش ملت ایران در هر جای دنیا، باخبر هستند که متعاقب آن بنده در معیت آقایان سیدرضا میرکریمی، کمال‌تبریزی و جمع دیگری از هنرمندان به‌ عنوان نمایندگان خانه سینما با حضور در مقابل سینما آزادی با همیاری مردم چه در داخل و چه در خارج از ایران، مبالغی را جمع‌آوری کردیم؛ نه به قصد خانه‌سازی، بلکه به قصد تاسیس یک خانه‌ فرهنگ در مرکز زلزله (هریس) و قبلا هم چندین‌ بار در مصاحبه‌ها عنوان کردیم که هدف از بنای خانه فرهنگ چیست. بنابراین بعد از گذشت 16روز از وقوع حادثه زلزله به اتفاق دوستان ذکرشده و تعداد دیگری از هنرمندان به محل وقوع حادثه رفتیم و نهایتا در شهر تبریز در لابی هتل شهریار با دوستان عزیز دیگری که از معتمدان و فرهنگیان شهر تبریز هستند مثل آقای زین‌الدین هریس‌نژاد و … ملاقات و قصد و هدفمان را مطرح کردیم و این عزیزان با تلاش‌های جدی خود، خانواده محترم استاد اکبر هریس‌چی را به ما معرفی و در معیت آنان به خانواده مذکور مراجعه و نهایتا وراث محترم هریس‌چی، مقدار دو هزار مترمربع زمین در شهر هریس را بدون دریافت مبلغی در اختیار ما گذاشتند و از آن تاریخ تا کنون که یک‌ سال‌ و اندی می‌گذرد هر هفته جلساتی را در تهران برگزار کرده‌ایم و همچنان هم ادامه دارد.

از دوستان بزرگی مثل آقای مهندس سیدمحمد بهشتی، شادمهر راستین، امیر اثباتی و … کمک گرفتیم و این عزیزان مهندسانی را معرفی کردند و موضوع را با آنان مطرح و با طرح‌های پیشنهادی یک نقشه انتخاب کردیم و در هفته پیش با انتخاب آقای موحدی‌پور، استارت کار را در هریس زدیم و کار شروع شد.

به گزارش شرق؛ تا اینکه روز پنجشنبه 30 آبان‌ 92 شخصی به اسم آقای عباس فلاحی به بنده زنگ زدند و خود را نماینده مردم اهر و هریس در مجلس معرفی کردند و خواستند از این طرح خانه فرهنگ با خبر شوند و من به ایشان گزارشات کار را دادم و خیلی ابراز تمایل کردند که هر کاری که از دستشان بر بیاید دریغ نخواهند کرد. بنده هم به ایشان عرض کردم اگر نیازی به کمک شما بود حتما شما را در جریان خواهیم گذاشت.

به‌ یک‌باره در تاریخ دوم آذر 92 متوجه شدم جناب آقای عباس فلاحی، نماینده محترم در سایت شخصی خود و در سایت هریس پویا، مطالبی را در راستای احداث خانه فرهنگ در هریس مطرح کرده‌اند که برایم تعجب‌برانگیز بود. اینکه در این ارتباط، ایشان با ما جلسه حضوری داشتند و از ابتدا در جریان مستقیم این پروژه بوده‌اند! نکته مهم اینجاست که جناب آقای عباس فلاحی، نماینده محترم، بنده و آقای میرکریمی و تبریزی و تمامی اهالی سینما، خودجوش به فکر این کار افتادیم و تاکنون از هیچ مقام‌ مسئول دولتی‌ای کمک نگرفته‌ایم و نخواهیم گرفت و اگر شما به‌ عنوان نماینده مجلس قرار بود کمکی در این رابطه داشته باشید تا الان کجا بودید؟ بنده حتی شما را از نزدیک ندیده‌ام. چطور مطرح می‌کنید با شما ملاقات داشته‌ام؟ از شهریور سال 91 تا کنون ما چندین‌ بار به تبریز سفر کرده‌ایم. چندین‌ بار به هریس آمده‌ایم ولی شما را زیارت نکرده‌ایم و به شهرداری هریس و شورای شهر هریس مراجعه کرده‌ایم و آنها با آغوش باز از ما استقبال کردند ولی شما را زیارت نکرده‌ایم. چرا الان به‌ دنبال کسب سهم خود هستید؟ ان‌شاءالله وقتی که خانه فرهنگ ساخته شد بدانید که مالکان اصلی آن مردمانی هستند که چه در ایران و چه در خارج از ایران در حد بضاعتشان در احداث این بنا کمک کرده‌اند نه من و شما. من با شما صادقانه تلفنی برای اولین‌ بار و آخرین‌ بار صحبت کردم و شما که خود را جانباز معرفی کردی چرا مطالبی را در سایت خود عنوان کردی که کذب‌ محض است؟ از شما توقع نداشتم که به‌ دروغ این مطالب را بیان کنید. شما حتی بنده و آقای میرکریمی و تبریزی را از نزدیک ندیده‌اید. از شما بعید بود. امیدوارم از الان تا زمانی که در مقام نماینده اهر و هریس در مجلس حضور دارید بتوانید صادقانه و با خلوص در خدمت مردم منطقه خود باشید. با آرزوی بهروزی برای شما.»

مقاله قبلیفرانسه می گوید از مذاکرات محرمانه ایران و آمریکا اطلاع داشته است
مقاله بعدیفروش مجسمه “شاهین مالت” به قیمت 4 میلیون دلار
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.