روز سه شنبه ۹ دیماه حوالی ساعت ۱۳  فردی بنام گرامی از سالن ۱۲ سالن زندانیان سیاسی بازدید کرد و در اولین بازدید با رفتارهای خشن و تهدید آمیزخود  اعتراض گسترده زندانیان  سیاسی را برانگیخت.

این فرد هنگامی که با معلم زندانی رسول بداقی روبرو شد معلم زندانی خطاب به وی گفت:«  در خرداد سال ۹۰ که در انفرادی بودم یادت هست که آب خوردن را بر من قطع کردی و تا چند روز مرا تشنه و گرسنه در سلول انفرادی نگهداشتی.تو شکنجه گر ضدبشرهستی. شکنجه گر گرامی که در تله افتاده بود گفت من هرگز عذرخواهی نخواهم کرد.

رسول بداقی نیز در جواب گفت:« از یک شکنجه گر و مزدور بیش از این توقعی نیست ولی مطمئن باش انتقام آن کارت را می گیرم چون تو مثل یزید و خیلی بدتر از او هستی. دیگر دوران شکنجه گری تو به پایان رسیده منتظر باش که عواقب آن را ببینی».گرامی با حالتی تهدید آمیز و وحشیانه خطاب به معلم زندانی گفت حالا می بینیم.

شکنجه گر گرامی بعد از شنیدن این سخنان و واکنش اعتراضی  زندانیان سیاسی دیگر وحشت زده و سرافکنده سالن  زندانیان سیاسی را ترک کرد.

لازم به یادآوری است گرامی پیش از این رئیس سلولهای انفرادی بند ۱ که از شکنجه گاههای وحشتناک زندان گوهردشت کرج می باشد بود. او در این سلولهای انفرادی زندانیان سیاسی و عادی را با شیوه هایی وحشیانه ، ضد بشری و قرون وسطایی مورد اذیت و آزار قرار می داد. هدف از انتصاب وی به ریاست بند ۴ که در آن زندانیان سیاسی نگهداری می شوند ، تشدید فشارها و سرکوب زندانیان سیاسی است.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران انتصاب یک شکنجه گر به عنوان رئیس بند زندانیان سیاسی  زندان گوهردشت کرج به منظور افزایش فشارها و سرکوب زندانیان سیاسی را محکوم می کند و از کمیسرعالی حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی خواستار اقدامات عاجل برای پایان دادن به اعدام و شکنجه در ایران است.

 

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

۹ دی۱۳۹۳ برابر با۳۰ دسامبر۲۰۱۴

 

مقاله قبلیآیا با اعدام شدن ماهی 333 تن از مسلمانها، مشکل حل خواهد شد؟!
مقاله بعدیاز خواسته های زندانیان اعتصابی اهواز پشتیبانی می کنیم
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.