در افغانستان چه می گذرد؟

0
234

دکتر کاوه احمدی علی آبادی

عضو هیئت علمی دانشگاه آبردین با رتبه پروفسوری

عضو جامعه شناسان بدون مرز (ssf)

تحولاتی اساسی در افغانستان در جریان است، پشت لایه های اخباری که رسانه ها منتشر می کنند که هر نوع تغییری در صفحه افغانستان مستلزم درک درست این عوامل و برآیند آن هاست.

در افغانستان پس از این که اعلامیه ای از طرف ملاعمر منتشر شد که مدعی شده بود از مذاکرات صلح دولت و طالبان حمایت می کند، به سرعت خبر مرگ ملاعمر، آن هم در چند سال گذشته منتشر شد! به عبارتی، کسانی که مرگ این مهره شان را از همگان پنهان کرده بودند، وقتی دیدند که طرف مقابل زرنگی کرده و از طرف یک مرده اعلامیه ای موافق میل خودش صادر می کند، به سرعت مرگ اش را علنی کردند تا مذاکرات صلح به نتیجه نرسد. اما بازی به همین جا ختم نشد. دعوا بر سر لحاف و منبر و جانشین ملا ادامه یافت تا به شکاف در قالب دو گروه متعارض طالبان کشیده شد. ملا اختر محمد منصور که از طرف اکثریت طالبان پذیرفته شد، اما توسط اقلیت طالبان که به همراه خانواده ملاعمر مخالف رهبری ملااختر منصور بودند، موجب درگیری و دودستگی شد. ایران که از دیرباز در افغانستان نفوذ داشت و در دوران دوم ریاست جمهوری “کرزای آدم فروش” با رشوه و حمایت ملاهای ایران درصدد تسلط کامل بر افغانستان بود، سعی کرد تا از این فرصت برای تسلط بر طالبان بهره برد و جای سازمان اطلاعات پاکستان Inter Services Intelligence)) را برای آن دسته از طالبان که مخالف رهبری جدید طالبان است، پُر کند.

از طرفی ملااختر برای تقویت جایگاهش سعی کرد تا از حمایت سپاه قدس ایران نیز برخوردار شود، تا اگر (ISI) به این نتیجه رسید که برای اتحاد طالبان باید رهبر دیگری را منصوب کرد، او با تکیه بر رژیم ایران بتواند به حیات اش بر بخشی از طالبان همچنان ادامه دهد. اما این اولین و آخرین اشتباه ملااختر پس از جانشینی اش بود. درست زمانی که از آخرین جلسه با رژیم ایران برمی گشت به محض ورود از مرز ایران به خاک پاکستان هدف قرار گرفت. اطلاعاتی که از طرف (ISI) به پهپادهای آمریکایی داده شد تا به طالبان بفهماند که آنان هیچ شریکی را برای مدیریت طالبان نمی پذیرند. ظهور داعش در مرزهای شرقی ایران نیز موجب شد تا آنان از طالبان به عنوان یک گروه تروریستی حامی خودشان بر علیه داعش سوءاستفاده کنند. البته سیاست رژیم ایران برای مواردی از این دست همکاری تروریستی، در ابتدا تقابل با جایگاه قدرت شان نیست و در ابتدا به عنوان مشارکت سعی می کنند تا نفوذ و قدرت شان را بسط دهند و سپس در یک فرصت مناسب، رقیب را کنار زنند و این نقشه ای است که برای بیرون کشیدن طالبان از چنگ (ISI) نیز در سر دارند.

(ISI) نیز بیکار ننشست و علاوه بر طالبان، داعش را نیز در افغانستان و منطقه به نفع خود مهندسی کرد. رژیم ایران در مقابل سعی کرد با ایجاد مقبولیت بیشتر برای طالبان، آن را جایگزینی مناسب تر از داعش برای نیروهای روسیه و جامعه جهانی نشان دهد؛ یعنی همان کاری که در عراق کرد و شبه نظامیان حشد الشعبی تروریست را به عنوان جایگزینی بهتر از داعش وحشی و دیوانه جا زد و توانست با حمایت هوایی ائتلاف آمریکا، داعش را از بخش قابل ملاحظه ای از عراق بیرون کند. طالبان زیر چتر ایران به راحتی از طریق سیاست های شان که گاه در تعارض آشکار با طالبان گذشته است، قابل بازشناسایی اند. طالبان گذشته مردم عادی را هدف می گرفتند و بمب گذاری های کور صورت می دادند. طالبان جدید به صراحت در اعلامیه های اخیرش مخالف چنین عملیاتی است و تنها از عملیات تروریستی بر علیه نیروهای خارجی که اشغالگر می خواند حمایت می کند. طالبان گذشته با هر چیزی از که از دولت افغانستان باشد مخالف است و درصدد نابودی آن است. طالبان جدید هم در مذاکرات صلح با دولت افغانستان شرکت می کند و هم به صراحت گفته هرگز بر علیه پروژه های ملی اقدامی صورت نمی دهد (که باعث تعجب بسیاری شد و اذعان کردند: طالبانُ از این حرفا!).

بمب گذاری های اخیر بر علیه مقامات قطری و اماراتی در افغانستان (که به مرگ سفیرش منتهی شد) توسط طالبان مورد حمایت رژیم ایران صورت گرفت که “حالا نشان از نفوذ قابل ملاحظه رژیم ایران بر بخشی از طالبان دارد”. اگر سازمان اطلاعات پاکستان همان اشتباهی را کند که سازمان اطلاعات ترکیه (میت) مرتکب شد، به همان مشکل دچار می شود. سازمان اطلاعات ترکیه سعی کرد اسلام گرایان مورد حمایت اش را با نیروهای هرچه خشن تر و وحشی تری مثل داعش و النصره جهت دهی علیه اسد و کردها کند. نتیجه آن شد که با رفتارهای افراطی و تروریست لجام گسیخته داعش، اسد و سقوط آن به موضوعی ثانویه برای سیاستمداران و نظامیان آمریکا و غرب بدل شد، و داعش شد مسئله اصلی و مبارزه و نابودی آن و در حالی که ترکیه متحد استراتژیک غرب در منطقه بود، سیاست هایش در منطقه به سبب همین مهندسی غلط شکست خورد. “اخیراً سازمان ملل به صراحت گفته که طالبان با وجود جنگ علیه دولت مرکزی به کشتار مردم عادی و دیوانه وار نمی پردازد، در حالی که داعش هیچ مرزی نمی شناسد و این نگران کننده است”.

این بدان معنی است سیاست (ISI) در مدیریت داعش و اقدامات اش دارد با همان مشکلی مواجه می شود که سیاست میت در سوریه شد و اگر به جای انداختن داعش به جان طالبان، آن ها را به سوی کشتار مردم محلی و عادی هدایت کند، چیزی نمی گذرد که غرب به همکاری با طالبان بر علیه داعش در افغانستان روی می آورد (همان گونه که دیدیم روسیه نیز جلساتی را با طالبان برای همکاری با آنان در مبارزه با داعش صورت داد) و (ISI) هم طالبان را از دست می دهد و هم داعش را. تنها راه درست (ISI) هدایت و مهندسی داعش و طالبان مورد حمایت اش بر علیه طالبان مورد حمایت ایران است و عدم هر گونه عملیات تروریستی علیه مردم عادی؛ اشتباه نکنید، آنان (ملاهای ایران) ابتدا دست دوستی و همکاری با شما دراز می کنند (همان کاری که با القاعده در عراق کردند) و وقتی اعتمادتان را جلب کردند و چندین نمونه اطلاعات مهم در اختیارتان گذاشتند و حتی چه بسا عملیات مشترک انجام دادند، سپس شما را به دشمنان تان می فروشند (یعنی باز همان کاری که با القاعده در عراق کردند و ابتدا با آنان بسیار همکاری بر علیه نیروهای آمریکایی کردند و بمب های پیشرفته ای که توسط سپاه ساخته می شد و زرهی های ارتش آمریکا در مقابل شان آسیب پذیر بود در اختیار القاعده قرار دادند و پس از مدتی هسته های مخفی القاعده را به آمریکا فروختند تا با جلب نظر آمریکا، وزارت امنیت عراق با همکاری آنان شکل گیرد. نتیجه آن که بر سرویس های امنیتی عراق تسلط کامل یافتند و دارند. با این همه، ما به کمک سنی های ناراضی عراق، قیام و شورشی را ظرف ۷۲ ساعت برانگیختیم که یک سوم عراق را از دست شان آزاد کرد –و هنوز نمی دانند که از کجا خوردند- و کردها را مسلط به مناطق مورد مناقشه ساختیم تا دولت آتی عراق نتواند هر نوع گفتگو پیرامون مناطق مورد مناقشه را چون گذشته به بایگانی بسپارد. کشور کردستانی که متحد آتی آمریکا و غرب باشد، به جای دولت شیعه ای که اینک توسط رژیم ایران رهبری و مهندسی می شود؛ البته در صورت اعمال برنامه ای مشابه برای مناطق سنی نشین عراق، آنان نیز به بزرگترین متحد غرب علیه سیاست های ویرانگر رژیم ایران در عراق و منطقه بیرون می آیند).