جواد علیکردی، برادر وکیل جان‌باخته، در مراسم ختم با صراحت هشدار داد: اگر فیلم کامل ۱۶ دوربین محل کار خسرو تحویل داده نشود، پرونده قتل حکومتی را به دادگاه‌های بین‌المللی می‌برد.


او در ادامه افشا کرد دوربین‌های دفتر برادرش بلافاصله پس از مرگ مشکوک او جمع‌آوری و منتقل شده‌اند. شایان ذکر است که وزارت اطلاعات به پای جواد علیکردی نیز در این مراسم ختم پابند الکترونیکی نصب کرده بودند.


خبرنگاران خبرنامه ملی ایرانیان در ایران اصابت باتوم بر سر علیکردی را علت اصلی مرگ وی گزارش کرده‌اند، در حالی که مقامات رسمی همچنان بر ایست قلبی تأکید دارند. این گزارش محرمانه به دست ما رسیده و در انتظار دریافت اطلاعات تکمیلی هستیم.
علیکردی وکیل مدافع زندانیان سیاسی و خانواده‌های دادخواه بود و پرونده‌های حساسی را از جمله فاطمه سپهری و خانواده ابوالفضل آدینه‌زاده پیگیری می‌کرد.

او پیشتر بازداشت و به محرومیت از وکالت و محدودیت‌های دیگر محکوم شده بود.

مقاله قبلیاستفاده از استارلینک در ایران جرم امنیتی اعلام شد؛ مجازات حبس تا ۵ سال
مقاله بعدیرأی شرم‌آور جمهوری اسلامی به ماندن کودکان ربوده‌شده در اسارت؛ دوگانگی اخلاقی در قبال قربانیان کوچک جنگ
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.