«افزایش سه برابری عوارض خروج از کشور، تنبیه و جریمه مردمی است که قصد سفر به خارج از کشور را دارند. هیچ‌وقت منافعی که از جیب مردم تامین و یا به آنها تحمیل شده باشد را نمی‌خواهیم و این کار را انصاف نمی‌دانیم.»

دولت در لایحه بودجه سال ۹۷ که روز یکشنبه (۱۹ آذر) به مجلس تقدیم کرد، افزایش سه برابری عوارض خروج از کشور را پیشنهاد داد. بر این اساس هر نفر در سفر نخست ۲۲۰ هزار تومان باید عوارض خروج پرداخت کند، این مبلغ در سفر دوم حدود ۵۰ درصد افزایش می‌یابد (۳۳۰ هزار تومان) و برای سفرهای سوم و بیشتر با ۱۰۰ درصد افزایش، به ۴۴۰ هزار تومان می‌رسد. قرار است ۴۰ هزار تومان از مبلغ تعیین شده برای عوارض خروج، به توسعه زیرساخت‌ها و تاسیسات گردشگری و حمایت از بخش میراث فرهنگی و صنایع دستی اختصاص یابد.

علی اصغر مونسان رییس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری نیز گفته که برای سال ۹۷، حدود ۱۶۰ میلیارد تومان اعتبارات عوارض به این سازمان تعلق خواهد گرفت که بخشی از درآمد حاصل از آن صرف حمایت‌ از تورهای ورودی خواهد شد.

گردشگری، تعامل فرهنگ‌هاست، یعنی آمد و شد؛ اما با تصمیمی که برای عوارض خروج گرفته‌اند، یعنی قرار است این تعامل به هم زده شوداما ابراهیم پورفرج، رییس جامعه تورگردانان ایران به نمایندگی از تشکلی که در زمینه تورهای ورودی فعال است، با این بخش از لایحه پیشنهادی مخالفت کرد و به ایسنا گفت: نمی‌دانم هدف از افزایش سه برابری و تصاعدیِ عوارض خروج از کشور چه بوده، اما باید توجه کرد که بحث گردشگری، تعامل فرهنگ‌هاست، یعنی آمد و شد؛ ولی با تصمیمی که برای عوارض خروج گرفته‌اند، یعنی قرار است این تعامل به هم زده شود.

او اضافه کرد: اگر می‌خواهند در این رفت‌وآمد توازن ایجاد کنند، انگیزه گردشگری را بالا ببرند، قوانین سفر را تسهیل کنند، زیرساخت‌ها را توسعه دهند، چرا می‌خواهند با مردم آن را جبران کنند؟

رییس هیات مدیره جامعه تورگردانان افزود: ما نمی‌توانیم مردم را از سفر رفتن منع کنیم، یا آنهایی که مسافرِ خارج هستند را جریمه و تنبیه کنیم، معنای افزایشی که در عوارض خروج از کشور اتفاق افتاده، همین می شود.

وی ادامه داد: با این مبلغی که برای عوارض تعیین کرده‌اند، یک خانواده چهار نفره فقط برای یک سفر باید حدود یک میلیون تومان عوارض خروج بدهد. در سفر دوم این رقم به حدود ۱.۵ میلیون تومان می‌رسد. آیا وقتی این پیشنهاد را مطرح می‌کردند، از خود سوال پرسیدند با این تصمیم چه گروهی را از سفر منع یا جریمه می‌کنند؟

پورفرج اظهار کرد: قطعا قشری که آسیب‌پذیر است، آنهایی که یک سال پول جمع می‌کنند تا یک سفر خارجی ارزان بروند ضرر خواهند کرد. وگرنه آنهایی که پولدارند، این عددها برایشان مهم نیست، بیشتر از این هم بشود، پرداخت می‌کنند. آیا با این تصمیم قرار است به اقشار ضعیف کمک کنند یا آنها را محروم کنند؟

وی افزود: قطعا ما به عنوان بخشی که گفته شده قرار است از طریق ۱۶۰ میلیارد تومانی اعتبار عوارض خروج حمایت شویم، باید خوشحال باشیم؛ ولی ما چنین منافعی را نمی‌خواهیم. اصلا سازمان میراث فرهنگی با این پول چه کار می‌تواند انجام دهد؟ آیا قرار است مثل گذشته بخشی از این پول را به صنایع دستی و بخشی هم به مرمت میراث فرهنگی اختصاص دهد و باز تبلیغات گردشگری روی زمین بماند؟

او ادامه داد: آیا برای آن که زیرساخت گردشگری را توسعه دهیم باید پولِ آن را از مردم بگیریم؟ نمی‌توانیم اعتبار و تسهیلاتِ آن را از محل دیگری تامین کنیم؟ آیا بهتر نیست به جای آن که مانع خروج مردم از کشور شویم، انگیزه سفر رفتن را بیشتر کنیم؟ تخت‌جمشید را یک هفته به خاطر تولد کوروش تعطیل می‌کنیم و گردشگران خارجی بدون دیدن یکی از مهمترین سایت‌های تاریخی، ایران را ترک می‌کنند، آیا با این کارها می‌خواهیم گردشگران بیشتری را جذب یا انگیزه سفر ایجاد کنیم؟ چرا به جای ایجاد محدودیت، زیرساخت‌ها را توسعه نمی‌دهیم، تنوع در کشور ایجاد نمی‌کنیم، حمل و نقل‌مان را ساماندهی نمی‌کنیم، خدمات هتل‌ها را ارتقاء نمی‌دهیم که مردم بیشتری در کشور سفر کنند؟

پورفرج ادامه داد: سالانه دو میلیون ایرانی به ترکیه سفر می‌کنند، چرا علت آن را بدون تعارف بررسی نمی‌کنند؟ مردم به ترکیه می‌روند، چون این کشور انگیزه سفر ایجاد کرده است، می‌توانند آنجا در آرامش خرید کنند، انواع خوراک‌ها و دسرها را مصرف کنند، در هتل‌های خوب اقامت کنند، حمل‌ونقل راحتی داشته باشند، وقتی هم از سفر برمی گردند خوشحالند، چون به کشوری رفته‌اند که تنوع و برنامه داشته است.

به گزارش ایسنا؛ رییس جامعه تورگردانان ایران گفت: تُرک‌ها در روزی که عید باستانی ما است جشنی برگزار می‌کنند که نمونه‌اش را در ایران نداریم. حالا ما بدون توجه به کارهایی که لازم است برای توسعه گردشگری انجام دهیم، مردم را جریمه می‌کنیم که سفر نروند. ما با این جریان موافق نیستیم و امیدواریم این بخش از لایحه بودجه، مصوب نشود و پیشنهاد می‌کنیم راه‌های دیگری را برای توسعه گردشگری امتحان کنند، مثلا برای یک دوره ۱۰ ساله، دو درصد از درآمد نفت را در این صنعت مدیریت کنند، قطعا نتیجه بهتری خواهند گرفت.

مقاله قبلیدواین جانسون در راس بازیگران پرمخاطب در شبکه‌های اجتماعی
مقاله بعدیحکم اعدام احمدرضا جلالی از سوی دیوان عالی کشور تایید شد
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.