نماینده دوره هفتم و رئیس پیشین کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی، گفت: سرود جمهوری اسلامی نماد هویت ملی و افتخار یک کشور است و نخواندن آن در میادین ورزشی را به‌ شدت محکوم می‌کنم.

عماد افروغ روز سه‌شنبه افرود: سرود جمهوری اسلامی نماد هویت ملی، حیثیت، استقلال و تمامیت ارضی و افتخار یک کشور است.

وی تصریح کرد: من شخصا نخواندن سرود جمهوری اسلامی در میادین ورزشی را به‌شدت محکوم می‌کنم زیرا سرود ملی مانند پرچم کشور نماد وحدت ملی است.

وی ادامه داد: «من نمی‌دانم با ورزشکارانی که این سرود را نخوانده‌اند چه برخوردی می‌شود؟ امیدوارم که برخورد تند و خارج از قاعده‌ای صورت نگیرد، اما این کار، مذموم و زننده و در حقیقت کج‌دهنی و توهین به هویت و انسجام ملی، استقلال و تمامیت ارضی کشور است. این اهمیت را نباید به راحتی حتی پیش پای یک قهرمانی ذبح کرد.»

 رسانه‌های داخلی نوشتند؛ افروغ تاکید کرد: «باید چاره‌ای اندیشید که دیگر این کار تکرار نشود و در صورت تکرار، محرومیت‌های تعریف شده و ذیربط اعمال شود.»

وی اظهار کرد: به اعتقاد من نظام جمهوری اسلامی باید یک مواجهه (دست‌کم سکوتی که معرف ساختارشکنی است) داشته باشد و نمی‌تواند در این رابطه بی‌تفاوت باشد و طبق موازین قانونی باید برخورد شود.

این جامعه‌شناس اضافه کرد: «این کار بسیار زشت بود و جای هیچ مسامحه‌ای وجود ندارد.»

علیرغم پذیرش قصور و اشتباهات مقامات کشور به ویژه در ارتباط با واقعه مرگ مهسا امینی، نباید کلیت ساختار را زیر سوال برد؛ این اشتباهات دلیل نمی‌شود که برخی گروه‌ها به صورت مستقیم یا غیرمستقیم به دنبال براندازی یک نظام در تاریخ و فرهنگ و هویت ایرانی بشوند.

مقاله قبلیسومین سالگرد آبان 98 و فراخوان برای اعتصاب و اعتراض سراسری
مقاله بعدیتیر خلاص آمریکا بر پیکر نیمه جان فرقه مجاهدین خلق‌؛ بقلم فرامرز دادرس، کارشناس امنیتی
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.