۳۱ زندانی سیاسی بند ۳۵۰ زندان اوین در بیانیه ای با محکوم کردن رفتارهای غیر قانونی اعمال شده بر وکلای دربند دراویش گنابادی محبوس در این بند در باره ی وضعیت جسمی حمیدرضا مرادی و مصطفی دانشجو ابراز نگرانی کردند.

 زندانیان سیاسی در بیانیه ی خود تاکید کرده اند: ما امضا کنندگان زیر که اصولا نفس به زندان افتادن افرادی نظیر حمیدرضا مرادی و مصطفی دانشجو، و سایر زندانیان سیاسی را ناروا و جفا به عدالت می‌دانیم و در آنجا جز اعتقادات راسخ دینی و عمل به تکالیف ذاتی هر انسان مسلمان گناهی نیافته‌ایم به مصادر امور هشدار می‌دهیم که مسئول سلامت و جان همه زندانیان اعم از سیاسی و غیر سیاسی هستند. کوتاهی آن‌ها در ادای این وظیفه، در گذشته فاجعه شهادت هدی صابر و سپس ستار بهشتی را در پی داشته است.

روز شنبه  بهداری زندان اوین از اعزام سایر دراویش گنابادی زندانی بند ۳۵۰ که به بیماری‌های حاد قلبی و عروقی مبتلا می‌باشند به مراکز درمانی تخصصی خودداری می‌نمایند و این امر وخامت حال برخی از آن‌ها را در پی داشته است.

بر اساس این گزارش مصطفی دانشجو وکیل زندانی از بیماری آسم و مشکلات نفسی رنج می‌برد به طوری که در ماه‌های اخیر بار‌ها در اثر حمله تنفسی به صورت اورژانسی به بیمارستان منتقل شده، به گواهی پزشکی قانونی ۴۰ درصد از ریه وی از کارافتاده و به صورت اکید از قرار گرفتن در فضای‌های دربسته منع شده است.

به گزارش کلمه، متن بیانیه ۳۱ زندانی سیاسی به شرح زیر است:

به نام خدا

علی رغم گذشت ۳۵ سال از وقوع انقلاب جمهوری اسلامی مقام های قضایی جمهوری اسلامی با استنکاف از تعریف جرم سیاسی، حقوق بخشی از محترم‌ترین و شریف‌ترین گروه های جامعه را نادیده می‌گیرند و اهتمام دلسوزانه و توام با فداکاری آن‌ها را با حبس و زندان پاسخ می‌دهند. افراد به اصطلاح مسئول گویا این دست از جفاکاری‌ها را کافی نمی‌بینند که هر چند یک بار محدودیتی را بر محدودیت‌های قبلی نیز می‌افزایند.

در میان زندانیان سیاسی و عقیدتی حمیدرضا مرادی و مصطفی دانشجو از دراویش گنابادی که مانند دیگر همفکران خود مظلومانه اسیر دستگاه قضا شده و به ۱۰ سال و ۶ ماه و ۷ سال و ۶ ماه زندان محکوم گردیده‌اند، از بیماری های حاد عروقی، ریوی و قلبی رنج می‌برند. آن‌ها بر اساس نظرات پزشکان متخصص و مسئولان پزشکی زندان اوین به طور مداوم باید به مراکز درمانی فوق تخصصی و پزشکان متخصص ریه و قلب دسترسی داشته باشند و تحت معالجات مستمر قرار بگیرند.

اما متاسفانه با دخالتهای غیرقانونی و خودسرانه فردی موسوم به صلواتی که به خطا در مسند قضاوت دادگاه انقلاب تکیه زده و دادگاه‌ها و قضاوتهای وی برای عموم مردم کاملا شناخته شده است، رسیدگی به امور درمانی آن‌ها متوقف مانده است. افزون بر این معاونت قضایی زندان اوین نیز اعزام به مراکز درمانی خصوصی را ممنوع اعلام کرده و به تن کردن لباس تحقیر آمیز و دستبند زدن را برای اینان اجباری عنوان کرده است.

ما امضا کنندگان زیر که اصولا نفس به زندان افتادن افرادی نظیر حمیدرضا مرادی و مصطفی دانشجو، و سایر زندانیان سیاسی را ناروا و جفا به عدالت می‌دانیم و در آنجا جز اعتقادات راسخ دینی و عمل به تکالیف ذاتی هر انسان مسلمان گناهی نیافته‌ایم به مصادر امور هشدار می‌دهیم که مسئول سلامت و جان همه زندانیان اعم از سیاسی و غیر سیاسی هستند. کوتاهی آن‌ها در ادای این وظیفه، در گذشته فاجعه شهادت هدی صابر و سپس ستار بهشتی را در پی داشته است.

حمیدرضا مرادی، مصطفی دانشجو و همه زندانیان بیمار نظیر آن‌ها را دریابید و بدانید سلامتی و جان افراد، محمل مناسبی برای اعمال انتقام جویی‌ها و تسویه حساب‌های شخصی نیست. عناد با زندانیان سیاسی که جز خدا پناهی ندارند ممکن است در چند روزه گذرای این روزگار مقام و منزلتی موقتی در پی داشته باشد اما اندکی بعد خسران و زیانکاری ابدی در پی خواهد داشت.

اسامی امضا کنندگان به ترتیب الفبا:

  • ۱-حسن اسدی زیدآبادی
  •  
  • ۲-امیر اسلامی
  •  
  • ۳-اکبر امینی ارمکی
  •  
  • ۴-رضا انتصاری
  •  
  • ۵-عماد بهاور
  •  
  • ۶-امید بهروزی
  •  
  • ۷-قربان بهزادیان نژاد
  •  
  • ۸-سیدعلیرضا بهشتی شیرازی
  •  
  • ۹-امین چالاکی
  •  
  • ۱۰-مهدی خدایی
  •  
  • ۱۱-محمد داوری
  •  
  • ۱۲-امیر خسرو دلیرثانی
  •  
  • ۱۳-هوتن دولتی
  •  
  • ۱۴-محمدصادق ربانی املشی
  •  
  • ۱۵-علیرضا رجایی
  •  
  • ۱۶-محمد رضایی
  •  
  • ۱۷-حسین رونقی ملکی
  •  
  • ۱۸-مصطفی ریسمان باف
  •  
  • ۱۹-عبدالفتاح سلطانی
  •  
  • ۲۰-مصطفی عبدی
  •  
  • ۲۱-سیامک قادری
  •  
  • ۲۲-افشین کرم پور
  •  
  • ۲۳-حمید کرواسی
  •  
  • ۲۴-سعید مدنی
  •  
  • ۲۵-محسن میردامادی
  •  
  • ۲۶-عبدالله مومنی
  •  
  • ۲۷-نصور نقی پور
  •  
  • ۲۸-محمدامین هادوی
  •  
  • ۲۹-سیداحمد هاشمی
  •  
  • ۳۰-فرشید یدالهی
  •  
  • ۳۱-محمدحسن یوسف پورسیفی
مقاله قبلیسرنوشت صنعت سینمای نیوزیلند در دستان جیمز کامرون و آواتار
مقاله بعدیهشدار فرمانده ناجا به دادستان انقلاب زاهدان
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.