بیانیه جمعی از زندانیان سیاسی زندان گوهردشت کرج که در اعتراض به اعمال ضدبشری  ماموران ولی فقیه پدرخوانده داعش که اقدام به اسید پاشی علیه  زنان و دختران میهنمان در اصفهان زده اند  از روز شنبه ۳ آبان ماه  دست به اعتصاب غذا خواهند زد .

این بیانیه جهت اطلاع عموم و انتشار در اختیار  رسانه ها  قرار داده شده است.

 به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران؛ متن بیانیه به قرار زیر می باشد:

به منظورهمدردی با زنان  مصدوم  اسید پاشی  اخیر اصفهان ما زندانیان سیاسی  زندان رجایی شهر کرج اعلام اعتصاب غذامی نماییم

زنان قهرمان سالهاست توسط حکومت ولایت فقیه به صورت مستقیم و عریان و خشن سرکوب میشوند .

نداشتن استقلال اجتماعی ، حجاب اجباری، محرومیت از دروس  دانشگاهی و…  و البته صداها محرومیت دیگر  در قانون اساسی  تنها بخش کوچکی از اقدامات  خشونت  آمیز  اعمال شده علیه  زنان است  که سالها است  به صورت  سیستماتیک  و کاملا کانالیزه  شده بر علیه  زنان  اعمال میشود.

و اینک حاکمیت  برای  پیشبرد  اهداف  غیر  انسانی و ایجاد فضای رعب و وحشت توسط ماموران داعشی  خویش  بر علیه  زنان اقدام به  اسید پاشی  نموده است  که این خود بیانگر اوج قصاوت آنها  است .

ما زندانیان سیاسی در عملی هماهنگ با اعتراضات  مردمی  و به جهت  اعلام انزجار  از این عمل  زشت و غیر انسانی  روز  شنبه ۳ ابان ماه  ۱۳۹۳  در اعتصاب غذا خواهیم بود.

جمعی از زندانیان سیاسی زندان رجایی شهر کرج

آبان ۱۳۹۳

رضا اکبری منفرد ،محمد بنازاده امیرخیزی، بهنام ابراهیم زاده ،خالد حردانی ،افشین بایمانی، افشین حیرتیان،صالح کهندل ،ابوالقاسم فولادوند، شاهرخ زمانی ، سعید ماسوری ، محمد علی منصوری ، اسدالله هادی ، لطیف حسنی ، میثاق یزدان نژاد

 

مقاله قبلی«ذبح کننده شیعیان» دستگیر شد
مقاله بعدیفاطمه معتمدآریا با «نبات» به اسکار می‌رود
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.