بنابه گزارشات رسیده صبح امروزدر یک جنایت قرون وسطایی، آخوند علی خامنه ای ۶ هموطن   اهل سنت را  در زندان به دار آویخت.

سحرگاه چهارشنبه ۱۳ اسفند ماه ۶ زندانیان عقیدتی اهل سنت به نام های حامد احمدی، جمشید دهقانی، جهانگیر دهقانی ، کمال ملایی ،هادی حسینی و صدیق محمدی  تنها به جرم دفاع ار اعتقادات مذهبی خویش پس از سالها زندان ، شکنجه، سلولهای انفرادی و اعتصاب غذای طولانی مدت و بارها بردن آنها پای چوبه دار  به دار آویخته شدند.

آخوند علی خامنه ای و سایر آخوندهای همدست وی بار دیگر ثابت کردند که به هیچ دین و آیینی اعتقاد ندارند و برای حفظ قدرت و ادامه حیات خویش  دست به اعدام و کشتار در ایران ، ترور و جنگ طلبی در منطقه  و جهان می زنند.

از طرفی دیگر زندانیان عقیدتی اهل سنت در سالن ۱۰ بند ۴ زندان گوهردشت کرج با شنیدن خبراعدام همبندیانشان با شعارهای رسای  مرگ بر خامنه ای که مدت طولانی فضای سالن، بند، و زندان را فراگرفته بود به آخوندهای جنایتکار علیه بشریت اعلام کردند که در مقابل طنابهای دار آنها هیچ هراسی به دل راه نخواهند داد و تا پایان بر اعتقادات خویش راسخ هستند و برای آزادی عقیده مبارزه خواهند کرد.

زندانبانان ولی فقیه فقط شاهد و ناظر شعارهای آنها بودند و قدرت هرگونه عکس العمل از آنها سلب شده بود.

خانواده های ۶ شهید راه آزادی مردم ایران در حال حاضر در قبرستان بهشت سکینه کرج تجمع کرده اند تا پیکرهای عزیزان خویش را بگیرند ولی دادستانی رژیم ولی فقیه همچنان آنها را سر می دواند و حاضر به تحویل دادن پیکرهای ۶ زندانی عقیدتی هموطن کرد نیست.

 فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران؛ رژیم ولی فقیه سکوت و بی عملی دولت اوباما و اتحادیه اروپا در برابر اعدام های گروهی و  روزانه  در زندانهای ایران را به منزله چراغ سبزی میداند تا به جنایتهای خویش ادامه دهد. این جنایتها در زمانی روی می دهد که معامله و سازش با آخوند های جنایتکار در ژنو ادامه دارد ونهایتا این مسئله زمینه ساز جنگی خونین در آینده برای مردم ایران خواد شد. تنها هدف ملاها از این مذاکرات فرار از تحریمها و بدست آوردن پول برای سرکوب مردم ایران و ایجاد جنگهای مذهبی در منطقه و جهان است.

مقاله قبلیآزادی ۴ تن از وکلای دراویش از زندان اوین
مقاله بعدیانتقاد لاریجانی به نتانیاهو٬ هاشمی و فضلی
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.