بنابه گزارشات رسیده  صبح روز پنجشنبه در یک اقدام ضدبشری ۲زندانی در زندان مرکزی بندرعباس به دار آویخته شد یکی از آنها در سنین نوجوانی دستگیر شده بود.

روز پنجشنبه ۱۶ آبان ماه ۲ زندانی در زندان مرکزی بندر عباس اعدام شد.زندانی احمد جنکیجو که هنگام دستگیری در سال ۱۳۸۸ پانزده ساله بوده است.او از سال ۸۸ تا زمان اعدام در بند ۶ زندان بندرعباس زندانی بود. زندانی دیگر اسماعیل محمودی فرزند موسی ۲۰ ساله که در بند ۲ زندان بندر عباس از سال ۸۸ تا به امروز زندانی بود. این ۲ زندانی از اهالی شهر میناب بودند.

صبح روز پنجشنبه حوالی ساعت ۰۷:۰۰ در محموطه زندان بندرعباس در حضور دادستان رودان با دار آویخته شدند .

اعدام ها در حالی صورت می گیرد که ماه محرم است و طبق قوانین اسلام هرگونه قتل و جنگ در این ماه حرام می باشد. اما آخوند علی خامنه ای و آخوندهای همدست وی با  این جنایت  یکبار دیگر ثابت کردند که نه مسلمان هستند و نه شیعه و عملا ضد دین عمل می کنند . آخوند علی خامنه ای در قیام مردم ایران در سال ۸۸ که در روز عاشورا ادامه داشت در آن روز نیروهای سرکوبگر به فرمان وی مردم بی دفاه را با ماشینهای نیروی انتظامی به زیر گرفتند، مردم را از پلها به پایین پرتاب کردند و آنها را هدف گلوله های خود قرار دادند که تعداد بیشماری در آن روز جان باختند.

از طرفی دیگر ادادمه یافتن اعدام ها در حین مذاکرات ۱+۵ خود نشانی دیگری است که این رژیم که خود را در آستانه سرنگونی توسط مردم ایران می بیند وقتی مردم خود را اینگونه روزانه و بصورت گروهی اعدام می کند و به تعهدات بین المللی اش عمل نمی کند. وعده و وعیدها و قول قرارهای این باند قاتل و جنایتکار جز فریب و ریا چیز دیگری نمی تواند باشد.

متاسفانه سکوت و بی عملی دبیر کل سازمان ملل متحد آقای بان کی مون و کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد و یا در موارد بسیار نادر اکتفا کردن به صدور یک بیانیه محکومیت و بدون انجام هرگونه اقدام عملی آنهم تنها وقتی که افکار عمومی جهان علیه این جنایتها اعتراض می کند باعث تشویق رژیم ولی فقیه برای استمرار جنایتهایش در ابعاد گسترده تر شده است.این مسئله نشان می دهد که این ارگان بین المللی حقوق بشری نسبت به انجام وظایفش عاجز مانده است و گروگان سهمیه کمک مالی کشورها شده است. کمکهای مالی که از امکانات و ثروتهای ملی مردم آن کشورها تامین می شود.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، استمرار اعدام های گروهی زندانیان سیاسی و عادی در زندانهای ولی فقیه را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی خواستار ارجاع پرونده آخوند علی خامنه ای جنایتکار علیه بشریت و سایر آخوندهای همدست وی مانند آخوند صادق لاریجانی رئیس قوه قضاییه و آخوند محمود علوی وزیر اطلاعات و رئیس شبکه شکنجه گران در ایران به دادگاه های جنایی بین المللی است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

۱۶آبان۱۳۹۲ برابر با ۷ نوامبر۲۰۱۳

گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:

دبیر کل ملل متحد آقای بان کی مون

کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد

گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد

گزارشگر ویژه اعدام سازمان ملل متحد

مقاله قبلیکاخ سفید: انتقادهای اسرائیل از توافق اتمی احتمالی با ایران ”زود هنگام” است
مقاله بعدیوضعیت حاد جسمی ۲ زندانی سیاسی اعتصاب غذا کننده در زندان مرکزی زاهدان
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.