۱۱ زندانی در زندانهای قزل حصار و گوهردشت کرج به دار آویخته شدند.

روز دوشنبه ۲۸ مرداد ماه در یک اعدام گروهی و جنایتکارانه ۱۱ زندانی در زندانهای قزل حصار و گوهردشت کرج مخفیانه به دار آویخته شدند .۵ نفر از آنها از زندانیان زندان گوهردشت کرج بودند که ۳ نفر آنها از بند ۳ زندان گوهردشت کرج بودند.

 به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران؛ ۶ زندانی بی دفاع دیگر از واحد ۲ زندان قزل حصار کرج بودند که در این زندان به دار آویخته شدند.

علیرغم اینکه ۳ روز از اجرای احکام اعدام های گروهی می گذرد اما هنوز قوه قضاییه ولی فقیه از انتشار خبر اعدام ها خوداری می کند.

موج جدید اعدام های گروهی پس از انتصاب آخوند حسن روحانی آغاز شده است.آخوند حسن روحانی در مصاحبه هایش فریبکارانه سعی می کند تصویر دیگری از خود ارائه دهد.

فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران، موج جدید اعدام های گروهی که بعد از انتصاب آخوند حسن روحانی آغاز شده است به عنوان جنایت علیه بشریت محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی خواستار ارجاع پرونده آخوند علی خامنه ولی فقیه رژیم و آخوندهای همدست وی مانند آخوند صادق لاریجانی به مراجع قضایی بین المللی است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

۳۱ مرداد ۱۳۹۲ برابر با ۲۱ اوت ۲۰۱۳

گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید

کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد

گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد

گزارشگر ویژه اعدام سازمان ملل متحد

سازمان عفو بین الملل

مقاله قبلیاعتصاب غذای یک زندانی سیاسی در اعتراض به صدور حکم اعدام و انتقال وی به سلول انفرادی
مقاله بعدیبی خبری مطلق از وضعیت و شرایط زندانی سیاسی علی صارمی و فرزندانشان
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.