بنابه گزارشات رسیده صبح امروز در یک اقدام ضدبشری حداقل یک زندانی در زندان زاهدان به دار آویخته شد.

روز شنبه۱۱ آبان ماه حداقل یک زندانی در زندان مرکزی زاهدان اعدام شد. این زندانی به نام فرهاد میر در بند ۳ زندان زاهدان محبوس بود . او روز پنجشنبه ۹ آبان ماه به سلولهای انفرادی بند قرنطینه جهت اجرای حکم اعدام منتقل شد و پس از ۲ روز انتظار مرگ صبح امروز به دار آویخته شد.همزمان با آن تمامی ارتباطات زندان را قطع نمودند.

رژیم ولی فقیه آخوند علی خامنه ای بصورت جنون آمیزی تقریبا روزانه در حال اجرای اعدام های گروهی است.

علی خامنه ای ولی فقیه رژیم به سیاست اعدام های گروهی شدت بخشیده است همچنانکه اخیرا در یک اعدام گروهی ۱۸ زندانی سیاسی را آن هم فقط در یک روز به دار آویخت.

این جنایتکار علیه بشریت از طریق آخوند صادق لاریجانی رئیس قوه قضاییه و منصوب خودش، آخوند محمود علوی و آخوند حسن روحانی که با شعار فریبکارانه اعتدال به روی کار آمد و تنها درطی ۳ ماه پس از منصوب شدنش به سمت ریاست جمهوری ، نزدیک به ۳۰۰ نفر اعدام شده اند، سیاست سرکوبگرانه اعدام را به پیش می برد .

حال برای مردم ایران و جهانیان ثابت شده است که مفهوم اعتدال یعنی اعدامهای گسترده و جنایتهای لاینقطع در داخل و خارج از کشور است .

متاسفانه سکوت و بی عملی دبیر کل سازمان ملل متحد آقای بان کی مون و کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد و یا در موارد بسیار نادر اکتفا کردن به صدور یک بیانیه محکومیت و بدون انجام هرگونه اقدام عملی آنهم تنها وقتی که افکار عمومی جهان علیه این جنایتها اعتراض می کند باعث تشویق رژیم ولی فقیه برای استمرار جنایتهایش در ابعاد گسترده تر شده است.

این مسئله نشان می دهد که این ارگان بین المللی حقوق بشری نسبت به انجام وظایفش عاجز مانده است و گروگان سهمیه کمک مالی کشورها شده است کمکهای مالی که از امکانات و ثروتهای ملی مردم آن کشورها تامین می شود.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، استمرار اعدام های گروهی زندانیان سیاسی و عادی در زندانهای ولی فقیه را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی خواستار ارجاع پرونده آخوند علی خامنه ای جنایتکار علیه بشریت و سایر آخوندهای همدست وی مانند آخوند صادق لاریجانی رئیس قوه قضاییه و آخوند محمود علوی وزیر اطلاعات و رئیس شبکه شکنجه گران در ایران به دادگاه های جنایی بین المللی است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

۱۱آبان۱۳۹۲ برابر با ۲ نوامبر۲۰۱۳

گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید

کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد

گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد

سازمان عفو بین الملل

مقاله قبلیماه عسل اوباما و روحانی، شروع شده یا به اتمام رسیده است؟!
مقاله بعدیخیراندیش؛ خدا را شکر ضربه مغزی نشدم
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.