بنابه گزارشات رسیده صبح روز دوشنبه ۱۰ زندانی در زندان گوهردشت کرج به دار آویخته شدند.

روز دوشنبه ۲۹ اردیبهشت ماه ۱۰ زندانی از بندهای مختلف از جمله بند ۳ و ۴ زندان گوهردشت کرج به دارآویخته شدند. بعضی از این زندانیان بیش از ۱۳ سال در زندان بسر می بردند.

این زندانیان روز گذشته تحت عناوین مختلف مانند اعزام به دادگاه و یا بیمارستان از بندهای خود خارج شدند و به سلولهای انفرادی منتقل شدند .

اسامی تعدادی از این زندانیان به قرار زیر می باشد:

۱ـمحی الدین رضایی که حدودا ۱۳ سال در زندان بود. وی در بند ۴ زندان گوهردشت کرج زندانی بود

۲ـ فیض الله امیری ۵۰ ساله که نزدیک به ۸ سال در بند ۳ زندان گوهردشت کرج زندانی بود.

رژیم ولی فقیه آخوند علی خامنه ای به طرز جنون آمیزی بر تعداد اعدام ها افزوده است و اعدام در زندانهای تهران را به صورت هفتگی به اجرا در می آورد و از انتشار خبر اعدام ها خوداری می کند.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، اعدام جمعی ۱۰ زندانی در زندان گوهردشت کرج را به عنوان جنایت علیه بشریت محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی خواستار ارجاع پرونده جنایت علیه بشریت وژیم ولی فقیه به شورای امنیت سازمان ملل متحد است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

۲۹اردیبهشت ۹۳ برابر با ۱۹ می ۲۰۱۴

مقاله قبلیبازداشت محمد نوری زاد به همراه چند تن از دراویش گنابادی در شیراز
مقاله بعدیبه وخامت گراییدن وضعیت جسمی زندانی سیاسی دهه ۶۰ در هشتمین روز اعتصاب غذای خود
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.