صبح روز سه شنبه ۴ شهریور ماه ۵ زندانی در زندان مرکزی بندرعباس به دار آویخته شدند . این ۵ زندانی از روز گذشته به سلولهای انفرادی جهت اجرای حکم ضد بشری اعدام منتقل شدند.

اسامی ۲ نفر از اعدام شدگان به قرار زیر می باشد :

۱ـ ادریس حسین زاده ۴۱ ساله وی ۴ سال در زندان مرکزی بندرعباس زندانی بود.
۲ـ سجاد عزت آبادی ۲۶ ساله وی نیز به مدت ۳ سال و نیم در زندان مرکزی بندرعباس زندانی بود.

سیاست اعدام و سرکوب خونین مردم ایران توسط آخوند علی خامنه ای، جنایتکار علیه بشریت گرفته می شود. این سیاست توسط آخوند صادق لاریجانی منصوب آخوند خامنه ای در قوه قضاییه مورد تایید قرار گرفته و دستور اجرای آن را صادر می کند.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، اعدام های جمعی روز سه شنبه  در زندان مرکزی بندرعباس را به عنوان جنایت علیه بشریت محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر خواستار پایان دادن به سکوت نسبت به اعدام های مستمر و لاینقطع در ایران وانتقال پرونده جنایت علیه بشریت آخوند علی خامنه ای که رهبری جنایت علیه بشریت در ایران و منطقه را به عهده دارد به شورای امنیت سازمان ملل متحد است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران
۴ شهریور ۹۳ برابر با ۲۶ اوت ۲۰۱۴
گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید
کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد
گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد
گزارشگر ویژه اعدام سازمان ملل متحد
سازمان عفو بین الملل

مقاله قبلیوضعیت وخیم جسمی ۲ خادم کلیسای زندانی و ممانعت بازجویان وزارت اطلاعات از درمان آنها
مقاله بعدیزیبایی‌های یک جنگجوی پرتغالی
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.