روز شنبه ۲۹ شهریور ماه حداقل ۳ زندانی در زندان مرکزی زاهدان به دار آویخته شدند. در میان اعدام شدگان ۲ زن زندانی می باشند که هنوز از هویت آنها خبری در دست نیست. سومین زندانی که در این روز اعدام شد غلامحسین میرشکار نام داشت ، حدودا ۵۰ ساله ، او در بند ۷ زندان مرکزی زاهدان زندانی بود.

گزارشها حاکی از آن است که یک لیست ۴۰ نفره وجود دارد که در روزها و یا هفته های آینده حکم ضدبشری اعدام آنها به اجرا گذاشته می شود.

علیرغم محکوم کردن اعدام های گسترده و تاکید دبیر کل سازمان ملل متحد بر متوقف کردن اعدام ها درایران، مقامات مختلف رژیم ولی فقیه نه تنها به خواست دبیر کل عمل نمی کنند بلکه بر شدت اعدام ها بویژه اعدام ها درملأ عام افزوده اند.
آخوند صادق لاریجانی این جنایتکار علیه بشریت که تایید کننده و دستور دهنده اجرای احکام اعدام در ایران است به گزارش دبیر کل و گزارشگر ویژه به طرز غیر متعارفی حمل کرده و منکر انجام جنایتهای خود می شود.
از طرفی دیگر آخوند حسن روحانی که خود سالها در منصب رئیس شورای امنیت نظام و یا یکی از نمایندگان آخوند خامنه ای در این شورا مشغول طراحی برای سرکوب مردم ایران بوده است ، در حال حاضر به طرز شرم آوری خود را اصلاح طلب جلوه می دهد ولی در عمل از زمان تصدی ریاست جمهوری بیش از ۸۰۰ زندانی بنابه آمارهای منتشر شده از رسانه های دولتی و گزارشهای موثق سازمانهای حقوق بشری به دار آویخته شده اند و از طریق ظریف وزیر امور خارجه اش سعی بر این دارد که واقعیتها را عکس جلوه دهد و دست خونین خود را که آغشته به خون مردم ایران است را پنهان نماید.
ما برای روشن شدن حقایق خواهان اعزام گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد به ایران برای انجام تحقیقات مستقل در مورد اعدام های جمعی و تقریبا روزانه و همچنین موارد مختلف و متعدد نقض شدید حقوق بشر در ایران هستیم.
به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران؛  اعدام های جمعی در زندان مرکزی زاهدان را به عنوان جنایت علیه بشریت محکوم می کند و از دبیر کل و کمیسر عالی حقوق بشر خواستار ارجاع پرونده جنایت علیه بشریت رژیم ولی فقیه آخوند علی خامنه ای به شورای امنیت سازمان ملل است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران
۲۹ شهریورماه۱۳۹۳ برابر با۲۰ سپتامبر ۲۰۱۴

گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید
کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد
گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد
گزارشگر ویژه اعدام سازمان ملل متحد
سازمان عفو بین الملل
www.hrdai.net

مقاله قبلیتکنیک‌های 2300 ساله جراحی مغز
مقاله بعدیبیانیه جمعی از زندانیان سیاسی زندان گوهردشت کرج در حمایت از خواسته های دراویش زندانی و خانواده های آنها
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.