یکی از دراویش زندانى در بندهای غیرسیاسی اوین، در تماسی بسیار کوتاه با خانواده‌اش، از اعتصاب تلفن دستجمعی دراویش زندانى و اقدام آن‌ها به سکوت اعتراضی خبر داد.

 این درویش به خانواده‌اش گفته است: آقایان دانشجو و مرادی ١١ روز است که به بندهای ۴ و ٨ منتقل شده و قبل از بازگشت خودخواسته از بیمارستان به زندان، بنا را بر این گذاشته بوده‌اند که در واکنش به اجبارهای غیرقانونی مسوولان زندان و قوه قضاییه که موجبات وهن شخصیت دراویش زندانى را فراهم آورده است، خود را از هرگونه تماس تلفنى یا ملاقات با اعضای خانواده در پوشش لباس زندان محروم کنند.

این درویش در ادامه از اقدام هماهنگ تمامى دراویش محبوس در اوین برای اعتصاب ملاقات و تلفن خبر داده و گفته است: تا زمانى که حقوق حداقلی زندانیان عقیدتى و سیاسی تامین نشود، دست از سکوت اعتراضی خود برنخواهیم داشت.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از مجذوبان نور،یادآور مى شود از هشت درویشی که به جرم دفاع از حقوق دراویش نعمت اللهی گنابادی در زندان اوین محبوس شده‌اند، آقایان اسلامى و عبدی در بند٣۵٠، آقایان بهروزی و یداللهی در بند ٧، آقای انتصارى در بند ٨ و آقای کرم‌پور در بند ۴ زندانى هستند.

آقایان مرادی و دانشجو نیز که به گفته این درویش در بندهای ۴ و ٨ نگهداری مى شوند، ١١ روز پیش، به دنبال انتقال ناگهانی افشین کرم‌پور از بیمارستان شهدا به بند ۴ اوین، خواهان ترخیص خودخواسته از بیمارستان و بازگشت اعتراضی به زندان شده بودند.

لازم به ذکر است که هفته گذشته، دو درویش محبوس در بند ٣۵٠، ضمن اعلام همدلی با سایر دراویش محروم از حق درمان و ملاقات، از حضور در سالن ملاقات خودداری کرده بودند.

مقاله قبلیموتورهای پرنده جایگزینی برای بالگردها
مقاله بعدیكرسنت قرارداد ننگين وزارت نفت جمهوری آخوندی!
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.