خانواده های زندانیان سیاسی و عقیدتی رجایی شهر با حضور در دادستانی تهران نسبت به نصب دستگاه های پارازیت و خط شکن در بند سیاسی این زندان اعتراض کردند.

 تعداد زیادی از خانواده های زندانیان رجایی شهر با حضور در دادستانی تهران و دیدار معاون دادستان خواستار جمع شدن این دستگاه ها از بند شدند و تاکید کردند که امواج این دستگاه ها باعث بیماریهای زیادی مانند سرطان و سردرد های شدید می شود.

چندی پیش زندان رجایی شهر اقدام به نصب دستگاه های خط شکن در بند سیاسی این زندان کردند که از آن روز اکثر زندانیان دچار سردردهای شدید و سرگیجه می شوند. با توجه به اینکه زندانیان سیاسی عقیدتی رجایی شهر تنها دو ساعت در روز از امکان هواخوری برخوردارند، ۲۴ ساعته در معرض چنین امواجی هستند که باعث نگرانی شدید خانواده های آنان شده است.

به گزارش کلمه؛ بر اساس این گزارش تمامی زندانیان سیاسی بند ۱۲ زندان رجایی شهر که نزدیک به هشتاد نفر هستند از امروز در اعتراض به نصب دکل های پارازیت در بندشان دست به اعتصاب غذا زده اند. مجید توکلی، کیوان صمیمی، نویدخانجانی، مهدی معتمدی مهر، مسعود باستانی ، فرزاد مدد زاده، سعید ماسوری، عفیف و سعید نعیمی، فواد خانجانی و پدربزرگ هشتاد و چند ساله اش، مصطفی نیلی و ده ها زندانی سیاسی عقیدتی دیگر نیز در این بند محبوس هستند.

 

مقاله قبلیمدیر مسئول روزنامه بهار بازداشت شد
مقاله بعدیمحمد ملکی و محمد نوری زاد ”کمپین ضد اعدام در ایران” راه اندازی می کنند
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.