خانه اخبار اعتصاب غذا تا آزادی کامل اهل طریقت و عرفان؛ دراویش زندانی خواسته‌های...

اعتصاب غذا تا آزادی کامل اهل طریقت و عرفان؛ دراویش زندانی خواسته‌های اعتصاب غذای خود را برشمردند

0
218

۹ فعال حقوق دراویش گنابادی محبوس در زندان‌های اوین تهران و نظام شیراز با انتشار بیانیه‌ای، اهداف و خواسته‌های خود را از اعتصاب غذای دست‌ جمعیشان بر شمردند.

 اعتصاب غذای جمعی دراویش از روز ۹ شهریور پس از آنکه مسوولان زندان محدودیت‌های فراقانونی اعمال شده بر دراویش زندانی را برای چندمین بار تشدید کردند، آغاز شد.

هر چند اعتصاب غذای دراویش در ابتدا با هدف اعتراض به محدودیت‌های تشدید شونده مسوولان قضایی و سازمان زندان‌ها بر دراویش زندانی و سایر زندانیان عقیدتی و سیاسی انجام شده بود اما دراویش در بیانیه‌ای تازه اعلام کرده‌اند: «تا حصول آزادی کامل جامعهٔ درویشان از زندان نگاه امنیتی و پاسخ گویی صریح مسئولین عالی رتبه‌ کشور نسبت به سال‌ها نقض حقوق دراویش و پایان دادن به دشمنی‌های جاهلان در لباس دین با برادران اهل عرفان و تصوف، به اعتصاب غذای خود ادامه خواهیم داد، زیرا این بار برای مرگ آماده‌ایم و وصیت نامه‌مان را هم نوشته‌ایم».

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از مجذوبان نور،متن کامل بیانیه دراویش زندانی به شرح زیر است:

هو
۱۲۱

دلم از وحشت زندان سکندر بگرفت            رخت بربندم و تا ملک سلیمان بروم
چون صبا با تن بیمار و دل بی‌طاقت              به هواداری آن سرو خرامان بروم

برادران درویش؛

ما دراویش زندانی به عنوان عضو کوچکی از خانواده اصیل و پرقدمت طریقت و عرفان همواره بر ترویج صلح و دوستی تاکید داشته و سلامت جسم و جان و روح و روان را برای خود و جامعه خواستار بوده‌ایم اما آنچه از سوی ماموران زندان و آمران قضایی و امنیتی بر ما می‌رود مشتی از خروار‌ها فشارهای قانون گریزانه‌ای است که بیرون از زندان، بر هم کیشان و برادران درویش‌مان اعمال می‌شود.

تا امروز شما برای نیل به خواسته‌های قانونی و جلوگیری از تشدید فشار‌ها بر زندانیان، ما را همراهی کردید. در همراهی با ما اعتصاب غذا کردید، مقابل دادستانی تجمع کردید، مقابل زندان تجمع کردید و حقوق زندانیان را تذکر دادید و از نامه‌نگاری با هیچ مسوول و مقامی دریغ نکردید اما به دو چشم شاهد بودید که هیچ یک از این آمران و ماموران در مقام پاسخگویی بر نیامدند. امروز ما با شما همراهی می‌کنیم زیرا آنچه بیرون از زندان بر شما می‌رود بسیار سخت‌تر از آن چیزی ست که در زندان بر ما اعمال می‌شود.

بنابراین، خواسته ما از اعتصاب غذا نه اعزام به بیمارستان، نه با هم بودن در یک بند، نه بازگشت به بند ۳۵۰، نه برداشتن اجبار استفاده از لباس زندان، نه بازگرداندن دراویش از انفرادی به بند عمومی، نه دادرسی عادلانه، نه هیچ یک از حقوق حداقلی است که در قانون برای یک زندانی در نظر گرفته شده و نه حتی آزادی از زندان است، بلکه ما خواستار رهایی درویشان و پیروان طریقت و عرفان از زندان نگاه امنیتی به جامعه درویشی هستیم. خواسته ما برداشتن حصر بزرگان و مشایخ معززمان است. خواسته ما برداشتن بایکوت خبری دراویش گنابادی است. خواسته ما جلوگیری از آتش زدن منازل و حسینه هاست. خواسته ما جلوگیری از اخراج شما از مشاغل‌تان است. خواسته ما جامعه‌ای است که به اسم دین در آن جان ببخشند نه که جان بگیرند. خواسته ما جامعه‌ای است که در آن لباس دین امنیت ایجاد کند نه که آرامش ساکنانش را بگیرد.

برادران ایمانی، آزادمردان

ما دراویش زندانی تا حصول آزادی کامل جامعهٔ درویشان از زندان نگاه امنیتی و پاسخ گویی صریح مسئولین عالی رتبه کشور نسبت به سال‌ها نقض حقوق دراویش و پایان دادن به دشمنی‌های جاهلان در لباس دین با برادران اهل عرفان و تصوف، به اعتصاب غذای خود ادامه خواهیم داد، زیرا این بار برای مرگ آماده‌ایم و وصیت نامه‌مان را هم نوشته‌ایم.

مرگ اگر مرد است گو نزد من آی               تا در آغوشش بگیرم تنگ تنگ

 

مقاله قبلیمدیریت تاربرگ “کمپین صلح فعالان در تبعید” از دسترس گرداندگان آن خارج شد
مقاله بعدییادمان بیست و ششمین سالگرد کشتار تابستان شصت و هفت در تورنتو
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.