روز پنجشنبه ۲۳ مرداد ماه زندانی ولی محمد آب روش که در بند ۴ زندان مرکزی زاهدان زندانی است به شرایط قرون وسطایی زندان اعتراض نمود زندانبانان ولی فقیه آخوند علی خامنه ای به جای رسیدگی به خواسته های این زندانی او را به سلولهای انفرادی بند قرنطینه شکنجه گاه زندان مرکزی زاهدان منتقل کردند.

این زندانی پس از انتقال به بند فرنطینه دست به اعتصاب غذا زده است و از آن روز تا به حال در اعتصاب غذا بسر می برد. گرمای شدید و اعتصاب غذا شرایط جسمی این زندانی را حاد نموده است.

این زندانی پیش از این به ۴ سال زندان به دلیل داشتن سلاح محکوم شده است . اما وی این اتهام را رد می کند و می گوید که هیچگونه سلاحی نداشته است و بیگناه بر مبنی این اتهام محکوم شده است .

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، ایجاد شرایط غیر انسانی و انتقال زندانیان بی دفاع به شکنجه گاه زندان زاهدان به صرف اعتراض به شرایط قرون وسطایی زندان را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر خواستار وارد آوردن فشار به منظور پایان دادن به شرایط غیر انسانی علیه زندانیان در ایران است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران
۲۶ مرداد ۹۳ برابر با ۱۷ اوت ۲۰۱۴
گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید
کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد
گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد
سازمان عفو بین الملل

مقاله قبلیمحکومیت سنگین ۳ زندانی سیاسی دهه ۶۰ به ۴۲ سال زندان
مقاله بعدیکشتن پلنگ توسط شکارچی ثروتمند
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.