زندانی سیاسی کامبیز ناروئی روز شنبه ۱۶ خرداد ماه در اعتراض به فشارها ،اذیت و آزارها و محدودیتهای غیر انسانی دست به اعتصاب غذا زد . محمد مرزیه دادستان ولی فقیه در شهر زاهدان بجای به اجرا در آوردن خواسته های به حق و اولیه وی، دستور داد او را به سلولهای انفرادی بند قرنطینه شکنجه گاه زندان زاهدان  منتقل نمایند.

زندانی سیاسی کامبیز ناروئی حدودا ۳ سال پیش با یورش مامورین وزارت اطلاعات دستگیر و به سلولهای انفرادی اداره اطلاعات زاهدان منتقل گردید او به مدت ۲ ماه در سلولهای انفرادی تحت شکنجه های غیر انسانی جسمی و روحی بازجویان وزارت اطلاعات  قرار گرفت و سپس با پرونده سازی، او را به ۷ سال زندان محکوم نمودند او ۳ سال است که در بند ۳ زندان زاهدان زندانی است.

یکی از شیوه های  غیر انسانی بازجویان وزارت اطلاعات این است که زندانیان سیاسی را تحت فشار و اذیت و آزار قرار می دهند تا آنها را به سوی اعتصاب غذا سوق  دهند .

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران؛ سپس بجای رسیدگی به خواسته های به حق و اولیه، آنها را به سلولهای انفرادی منتقل و تحت شکنجه های روحی و جسمی قرار می دهند.

 

مقاله قبلیداعش شهر سِرت لیبی را تصرف کرد
مقاله بعدیانتقال زندانی سیاسی علیرضا رسولی در یازدهمین روز اعتصاب غذا به سلول انفرادی
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.