یک منبع مطلع از وضعیت مجتبی داداشی، دانشجوی محکوم به سه سال حبس که در زندان سبزوار به سر می‌برد گفت او از ۳۰ فروردین ماه دچار عفونت دستگاه تنفسی شده و علیرغم درخواست‌هایش برای انتقال به بیمارستان خارج از زندان با آن مخالفت شده است. به گفته این منبع این دانشجو زندانی در اعتراض به بی‌توجهی مسوولان به وضعیت سلامتی‌اش و عدم اعزام او به بیمارستان از روز دوم اردبیهشت ماه در زندان سبزوار اعتصاب غذا کرده است.

مجتبی داداشی پس از صدور حکم سه سال حبس از سوی دادگاه انقلاب، به دلیل روند ناعادلانه دادگاه‌های ایران، تقاضا تجدیدنظر نداد. حکم او عینا در دادگاه تجدید نظر تایید شد و ده روز پس از تایید حکمش در تاریخ ۲۴ فروردین ۹۸ برای اجرای آن به زندان سبزوار منتقل شد. او به گفته منبع مطلع در بندی غیربهداشتی و با زندانیان پرخطر به سر می‌برد.

به گفته این منبع «داروهای بهداری نه تنها فایده نکرده که بدتر هم وضعیت شده و از دو روز پیش چشم‌هایش هم زرد شده. او سابقه عفونت تنفسی نداشته و به نظر می‌رسد به دلیل محیط آلوده و کثیف زندان مبتلا به عفونت شده باشد.»

این منبع گفت: «مجتبی به دلیل وضعیتش و عدم توجه مسوولان زندان برای انتقالش به بیمارستان از روز دوم اردبیهشت ماه دست به اعتصاب غذا در زندان زده است.»

این منبع گفت: «مجتبی در بندی با زندانیان پرخطر به سر می‌برد. اساسا زندان سبزوار دارای تفکیک جرایم و زندانی سیاسی نیست. او پس از انتقالش به زندان درخواست داده بود که او را به بند دیگری منتقل کنند که دادستان سبزوار نیز موافقت کرده و او ب بند دار القران زندان منتقل شده بود، شبیه حسینیه در زندان است که تمیز است اما بعد چند روز او به بندی دیگری منتقل شده که به گفته مجتبی اصلا بهداشت در آن رعایت نمی‌شود.»

مجتبی داداشی، متولد ۱۳۷۴، دانشجوی ترم آخر رشته علوم سیاسی دانشگاه حکیم سبزواری سبزوار به دلیل انتشار ویدیویی در صفحات اجتماعی در بهمن ۹۷  متهم به سه اتهام و نهایتا سه سال حبس و ۷۴ ضربه شلاق شد.


به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان به نقل از کمپین حقوق بشر در ایران؛ این دانشجو به دو اتهام «توهین به رهبری» و «تبلیغ علیه نظام» در دادگاه انقلاب سبزوار و همچنین برای اتهام «توهین به سران قوه» در دادگاه کیفری سبزوار متهم شد. هر دو این دادگاه‌ها توسط قاضی محمد غلامی در یک روز (۲۵ اسفند ۹۷) و در یک جلسه برای او به صورت غیرعلنی برگزار شد. او طبق حکمی که در روز ۱۴ فروردین ماه دریافت کرد به اتهام توهین به رهبری به دو سال حبس، به اتهام تبلیغ علیه نظام به یک سال حبس و به اتهام توهین به سران سه قوه به ۷۴ ضربه شلاق محکوم شد.

مقاله قبلینتانیاهو از لغو معافیت خرید نفت و تحریم کامل جمهوری اسلامی استقبال کرد
مقاله بعدیبرایان هوک: آمریکا آماده مذاکره با جمهوری اسلامی برای یک توافق جدید و بهتر به جای برجام است
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.