بنابه گزارشات رسیده زندانی سیاسی دهه ۶۰ حسن جوانی که در زندان بندرعباس تبعید می باشد در اعتراض به شرایط قرون وسطایی زندان دست به اعتصاب غذا زده است.

روز دوشنبه ۲۲ اردیبهشت ماه زندانی سیاسی دهه ۶۰ حسن جوانی در اعتراض به انتقالش از بند ۱ به بند ۲زندان مرکزی بندرعباس که دارای شرایطی سخت , طاقت فرسا و قرون وسطایی است اقدام به اعتصاب غذا نمود.

در بند ۲ زندان بندرعباس تعداد زندانیان چندین برابر ظرفیت بند است . این بند در حال حاضر ۲۰۰ زندانی در خود جای داده است در حالی که دارای ۱۵ اتاق بوده و اکثر زندانیان به دلیل نبودن جا ناچار هستند در کریدور بند استراحت کنند و این زندانی سیاسی در حال حاضر در کریدور بند ۲ شب ها استراحت می کند.

حمام های این بند فرسوده و فاقد درب هستند و فقط ۴ عدد حمام بدون درب قابل استفاده دارد. تنها ۲ سرویس بهداشتی آن قابل استفاده می باشد. زندانیان از رفتن به هواخوری محروم هستند و اکثر زندانیان این بند معتاد به مواد مخدر می باشند.

زندانی سیاسی حسن جوانی از بیمای پروستات ، همورویید ، تپش قلب و استرس رنج می برد و در این مدت بازجویان وزارت اطلاعات مانع درمان وی شده اند.

زندانی سیاسی دهه ۶۰ حسن جوانی ۵۹ ساله متاهل و دارای یک فرزنداست . او ۲۶ آذر ۱۳۹۱ دستگیر و تا ۳۰ آذر ماه در پلیس امنیت در بازداشت بود پس از آن به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل گردید و تا اول اسفند ماه ۹۱ تحت بازجویی و شکنجه جسمی و روحی بازجویان وزارت اطلاعات قرار داشت . از اول اسفند ماه به بند ۳۵۰ زندان اوین منتقل گردید و تا ۲۸ بهمن ۹۱ در آنجا زندانی بود. سپس از بند ۳۵۰ زندان اوین به زندان بندرعباس تبعید گردید. بازجویان وزارت اطلاعات به دلیل هواداری از سازمان مجاهدین و زندانی دهه ۶۰ بودن او را به ۱۰ سال زندان در تبعید به زندان مرکزی بندر عباس محکوم کردند.

زندانی سیاسی حسن جوانی در دهه ۶۰ به خاطر هواداری از سازمان مجاهدین خلق ایران نزدیک به ۱۰ سال زندانی بود . او از ۱۸ مهر ۱۳۶۱ تا ۱۸ مرداد ۱۳۷۱ زندانی بود. این زندانی سیاسی در اثر ضربات کابل بر پاهایش دچار لنگی پا است.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران ، ایجاد فشارهای غیر انسانی علیه زندانیان سیاسی که در حال طی کردن محکومیت غیر قانونی و غیر انسانی خود هستند را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی برای پایان دادن به نقض شدید حقوق بشر در ایران خواستار ارجاع پرونده جنایت علیه بشریت آخوند علی خامنه ای و سایر آخوندهای همدست وی به دادگاه جنایی بین المللی است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

۲۳اردیبهشت ۹۳ برابر با ۱۳ می ۲۰۱۴

گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید

کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد

گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد

سازمان عفو بین الملل

مقاله قبلیقطعنامه اتحادیه دانشجویان اروپا در حمایت از بهاره هدایت و دانشجویان ایران
مقاله بعدیتبعید مجدد زندانی سیاسی ارژنگ داودی به زندان مرکزی بندرعباس
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.