بنابه گزارشات رسیده  زندانی سیاسی ارژنگ داودی از زمان انتقال وی به بند ۳ در کنار مجرمان عادی به منظور اذیت وآزار و تحت فشار قرار دادن وی دست به اعتصاب غذا زد .

زندانی سیاسی ارژنگ داودی در اعتراض به این رفتارهای وحشیانه و تهدید به قتل توسط شخص عباس مرسلپور رئیس زندان و انتقال بدون دلیل او به بند ۳ از روز یکشنبه ۱۹ آبان ماه ناچار به اعتصاب غذا شد و در سومین روز اعتصاب غذای خود بسر می برد.

روز یکشنبه ۱۹ آبان ماه پس از ایجاد محدودیتها ، شدت بخشیدن به فشارها و تهدید زندانیان سیاسی، زندانیان سیاسی نسبت به این رفتارهای وحشیانه و غیر انسانی اعتراض کردند، در پی آن حسن مرسل پور اقدام به ارسال گارد ویژه زندان به بند زندانیان سیاسی نمود و با ترفند فریبکارانه زندانی سیاسی ارژنگ داودی را از بند زندانیان سیاسی خارج و به بند ۳ در کنار مجرمان عادی منتقل نمود.

زندانی سیاسی ارژنگ داودی بارها توسط حسن مرسلپور رئیس زندان بندر عباس تهدید به قتل شده است. این جنایتکار علیه بشریت از بستگان قاسم سلیمانی فرمانده نیروی تروریستی سپاه قدس می باشد که در ترور و کشتار در جهان و بخصوص در عراق و سوریه شهرت خاص دارد.او همچنین دائم مورد تهدید و تحت فشارها و اذیت و آزارهای محرم علی براری مسئول اطلاعات زندانهای بندر عباس وبهرام جوشکار می باشد.

زندانی سیاسی ارژنگ داودی از سال ۱۳۸۲ تاکنون در زندان بسر می برد و در طی این مدت بارها به شکنجه گاه های مختلف وزارت اطلاعات برده شد و در سلولها انفرادی تحت شکنجه های جسمی و روحی بازجویان قرار گرفت.بازجویان وزارت اطلاعات برای تحت فشار قرار دادن وی همسراین زندانی سیاسی را دستگیر و ۴ ماه در سلولهای انفرادی تحت شکنجه های جسمی و روحی بازجویان قرار دادند .با نامه کتبی دفتر آخوند علی خامنه ای منزل شخصی ارژنگ داودی مصادره گردید و به اموال سرقت شده از مردم ایران آخوند علی خامنه ای افزوده شد

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از فعالین حقوق بش و دمکراسی در ایران، تحت فشار قرار دادن ازندانی سیاسی ارژنگ داودی و وادار کردن وی به اعتصاب غذا که جان این زندانی سیاسی را در معرض خطر جدی قرار می دهد را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی خواستار ارجاع پرونده جنایت علیه بشریت آخوند علی خامنه ای و سایر آخوندهای همدست وی به دادگاه جنایی بین المللی است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

۲۱ آبان۹۲ برابر با ۱۲ نوامبر ۲۰۱۳

گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید

کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد

گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد

سازمان عفو بین الملل

مقاله قبلیتوافق با ایران باید منافع کشورهای خلیج فارس را تضمین کند
مقاله بعدیفریادهای الله اکبر و مرگ بر استبداد زندانیان سیاسی هنگام اجرای حکم ضدبشری اعدام
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.