فائزه عبدی‌پور، درویش گنابادی ساکن تهران گفت اعتصاب غذای هیجده تن از دراویش در زندان تهران بزرگ ادامه دارد. این فعال دانشجویی گفت هشت تن از دراویش گنابادی زندانی در فشافویه نیز از روز هفتم شهریور در بیخبری به سر می‌برند.

فائزه عبدی‌پور گفت اعتصاب دراویش گنابادی در اعتراض به حمله گارد زندان تهران بزرگ به تحصن آرام دراویش  گنابادی و ضرب و شتم آنان در روز هشتم شهریور آغاز شد. فائزه عبدی پور روز ۲۶ شهریور گفت: «گارد زندان تهران بزرگ به تحصن آرام دراویش حمله کرد و به شکل خشن و با ضرب و شتم آنان را به سلول‌های انفرادی منتقل کرد، تعدادی از دراویش به نشانه اعتراض اعتصاب غذا کردند و هشت نفر هم به جای نامعلومی منتقل شدند و تماس و ملاقات آنان هم قطع شده است.»

صالح‌الدین مرادی، محمدرضا درویشی، علی بلبلی، عباس دهقان، علی‌ محمدشاهی، مجتبی بیرانوند، حیدر تیموری، مجید یاراحمدی، سعید سلطانپور، بابک تقیان، احسان ملک‌محمدی، سخاوت سلیمی، رضا باوی و اکبر داداشی نام تعدادی از دراویش زندانی است که طی روزهای پس از هفتم شهریور به این اعتصاب غذا پیوسته‌اند. خواسته آنان رفع حصر قطب دراویش دکتر نورعلی تابنده، آزادی زنان درویش زندانی در قرچک و تجمیع زندانیان درویش در یک سالن است.

فائزه عبدی‌پور گفت ظفرعلی مقیمی نیز که حدود ۱۵۰ روز در اعتصاب غذای تر بوده، از روز ۲۲ شهریور وارد اعتصاب خشک شده و وضعیت جسمی مناسبی ندارد.

این فعال دانشجویی گفت از هشت نفر از دراویش زندانی در تهران بزرگ از روز هفتم شهریور خبری در دست نیست، مقامات قضایی به خانواده‌های آنان گفته‌اند برای هشت نفر پرونده قضایی جدید تشکیل شده و تا زمان رسیدگی به پرونده، حق تماس و ملاقات ندارند.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان به نقل از کمپین حقوق بشر در ایران؛ رضا انتصاری، محمد شریفی‌مقدم، کسری نوری، مرتضی کنگرلو بیلچی، سینا انتصاری، مهدی اسکندری، امیر نوری و حسام معینی نام این درویش است. خانم عبدی‌پور، همسر محمد شریفی‌مقدم، گفت حتی زندان محل نگهداری آنان هم مشخص نیست و ممکن است به زندانی دیگر منتقل شده باشند.

مقاله قبلیپیروزی ایران با طعم صعود در ماراتن والیبال برابر فنلاند سخت کوش
مقاله بعدی«همه می‌دانند» به آستین می‌رود
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.