غنچۀ قوامی، جوان ایرانی-انگلیسی، که از سوی دادگاه انقلاب اسلامی تهران به دلیل تلاش برای تماشای بازی والیبال میان تیم های ایران و ایتالیا به یک سال زندان محکوم شده، دست به اعتصاب غذای خشک زده است.

ایمان قوامی، برادر غنچۀ قوامی، با اظهار این مطلب افزوده است که خواهرش در اعتراض به رأی دادگاه انقلاب اسلامی از روز شنبه از خوردن غذا و آشامیدن مایعات خودداری کرده است.

ایمان قوامی همچنین گفته است : هر چند رأی دادگاه هنوز رسماً به خانم قوامی ابلاغ نشده، اما، خواهرش از روز شنبه اعتصاب غذای خود را آغاز کرده است. ایمان قوامی همچنین تصریح کرده است که تنها وکیل مدافع خواهرش توانسته رأی دادگاه را مشاهده کند، در حالی که مهلت قانونی ابلاغ رسمی رأی دادگاه نیز به پایان رسیده است.

به گزارش رادیو فرانسه؛  او گفته است که نمی داند چرا دادگاه انقلاب از اعلام رسمی رأی خود خودداری می ورزد و اینکه نه فقط این وضعیت نگران کننده است، بلکه بازداشت غنچۀ قوامی هیچ مبنا و اساس قانونی ندارد.

وکیل مدافع غنچه قوامی گفته است که علت دستگیری و بازداشت موکلش تلاش او برای مشاهدۀ مسابقۀ والیبال میان تیم های ایران و ایتالیا در بیستم ژوئن گذشته بوده است. با این حال، دادگاه انقلاب اسلامی در توجیه رأی اش علیه غنچه قوامی او را به تبلیغ علیه نظام متهم کرده است. در اکتبر گذشته غنچۀ قوامی به مدت دو هفته و در اعتراض به بازداشت غیرقانونی اش دست به اعتصاب غذا زده بود.

وزارت امور خارجۀ انگلستان یکشنبه گذشته نگرانی خود را نسبت به رأی دادگاه انقلاب اسلامی اعلام داشته بود. سازمان عفو بین الملل نیز رأی دادگاه انقلاب اسلامی علیه غنچه قوامی را وحشتناک توصیف کرده و افزوده است که حبس و محکومیت این دختر صرفاً به این خاطر که قصد داشته مسابقۀ والیبال تماشا کند یک رسوایی بزرگ برای جمهوری اسلامی است.

مقاله قبلیپیدا شدن جسد معلم فداکار لرستانی پس از 2 هفته جست‌وجو
مقاله بعدیکریستین بیل از مدیریت اَپل استعفا داد
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.