روز سه شنبه ۴ خرداد ماه  زندانی میر احمد نوحتانی حدودا ۲۹ ساله از بند ۳ که ۹ سال است در زندان بسر می برد  و زندانی مهدی توکلی حدودا ۳۲ ساله از بند ۷ که ۱ سال است  زندانی است در اعتراض به عدم درمان و شرایط سخت و طاقت فرسا که بر علیه زندانیان روا داشته می شود دست به اعتصاب غذا زدند.

زندانی  میر احمد نوحتانی علاوه بر اعتصاب غذا اقدام به دوختن لبهای خود نمود.  خسروی رئیس زندان زاهدان بجای رسیدگی به خواسته های این ۲ زندانی، دستور داد  آنها را به سلولهای انفرادی بند قرنطینه شکنجه گاه زندان زاهدان منتقل نمایند.

این ۲ زندانی بیمار می باشند و پیش از این در بند ۶ معروف به بند بهداری زندان زاهدان زندانی بودند و اخیرا به دلایل نامشخصی آنها را به بندهای مختلف زندان زاهدان منتقل نموده اند در حالیکه بندهای دیگر چندین برابر ظرفیت ، زندانی در آن نگهداری می شوند و زندانیان بیماری که به این بندها منتقل شده اند همه امکانات اولیه از آنها سلب شده است و ناچار هستند که در راهروها و با ازدحام زیاد استراحت  کنند.

داروهای این بیماران قطع شده  ودر  این بندها  امکانات بهداشتی مانند سرویس بهداشتی و استحمام بسیار محدود می باشد. شرایط در این بندها به حدی سخت و طاقت فرسا شده است که زندانیان ناچار به اعتصاب غذا می شوند.

این ۲ زندانی در حال حاضر در سلولهای انفرادی بند قرنطینه شکنجه گاه زندان زاهدان می باشند. در این بند شرایط غیر انسانی و قرون وسطایی حاکم است و زندانیان در آنجا تحت شکنجه های جسمی و روحی قرار می گیرند و از داشتن ارتباط با خانواده هایشان و سایر زندانیان محروم هستند.

استفاده از سرویسهای بهداشتی بسیار محدود و آنها هر چند هفته یکبار امکان استحمام می یابند. این شیوه ضدبشری و غیر انسانی برای وادار کردن زندانیان به عدم اعتراض به شرایط غیر انسانی و در هم شکستن آنها است. اکثر زندانیان پس از مددتی دچار ناراحتیهای روحی می شوند.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران؛ زندانبانان ولی فقیه هرگونه اعتراض زندانیان  نسبت به شرایط غیر انسانی و عدم درمان را  با شکنجه ،انتقال به سلولهای انفرادی  و سایر شیوه های غیر انسانی پاسخ می دهند و عملا زندانهای ولی فقیه  به  کمپهای مرگ تبدیل شده است و به همین دلیل از بازدید  گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد و سایر سازمانهای حقوق بشری ممانعت می کنند.

مقاله قبلیریک بیکر هیولاساز هالیوود بازنشسته می‌شود
مقاله بعدیدادستان جده تقاضای مجازات اعدام برای ۲ پلیس متجاوز سعودی کرد
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.