به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان، در اقدامی که پرده از یکی از بزرگترین دروغ‌پردازی‌های رسانه ملی برمی‌دارد، رئیس سازمان صداوسیما بالاخره پس از ماه‌ها فریب افکار عمومی، اعتراف کرد خبر جنجالی «انهدام جنگنده پیشرفته اف۳۵ اسرائیل» که با آب و تاب فراوان پوشش داده شد، کاملاً ساختگی بوده است.

پیمان جبلی که اکنون در موضعی تدافعی قرار گرفته، با فرافکنی آشکار تلاش می‌کند مسئولیت این دروغ بزرگ را به گردن “مقامات رسمی نظامی” بیندازد. او که در دانشگاه شهید بهشتی سخن می‌گفت، با لحنی توجیه‌گرانه مدعی شد: «مگر ما در آسمان بودیم؟ مگر پشت سیستم پدافند بودیم؟»

این اعتراف تکان‌دهنده در حالی صورت می‌گیرد که صداوسیما در جریان جنگ ۱۲ روزه، روزها با پخش تصاویر ساختگی و گزارش‌های دروغین از "پیروزی‌های بزرگ" و "دستاوردهای خیره‌کننده"، مردم را فریب داد و در مسیر تهییج احساسات عمومی گام برداشت.

محمد باقری، عضو فراکسیون مجلس، پیشتر پرده از این دروغ‌پردازی سیستماتیک برداشته و تأکید کرده بود: «در زمان جنگ با اسرائیل نه جنگنده اف۳۵ زدیم، نه خلبانی گرفتیم، نه کارگاه‌های پهپادسازی گرفتیم و نه آن تعداد جاسوس که گفتند وجود داشت.»

این رسوایی بزرگ رسانه‌ای بار دیگر نشان می‌دهد چگونه دستگاه تبلیغاتی حکومت با هزینه میلیاردها تومان از بیت‌المال، به جای اطلاع‌رسانی صادقانه، در خدمت پروپاگاندا و تحریف واقعیت قرار گرفته است. اعتبار از دست رفته‌ای که به گفته خود جبلی، دیگر قابل بازیابی نیست.

مقاله قبلیداروهای معالج بیماری سرطان چگونه از داروخانه های ممالک همسایه سر در می آورند!
مقاله بعدیجامعه‌ای که خود را نمی‌بیند، آینده‌ای هم نمی‌سازد
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.