شهیندخت مولاوردی- معاون امور زنان و خانواده رئیس جمهور، تصویب ازدواج سرپرست خانواده با فرزندخوانده از سوی شورای نگهبان را عامل تضعیف بنیاد خانواده و خدشه‌دار شدن رابطه پدر و مادر با فرزند خواند.

 وی در گفت‌وگو با خبرگزاری مهر، با بیان اینکه بررسی این لایحه را در دستور کار خود قرار داده‌ام، در ادامه افزود: «یکی از مهمترین برنامه‌هایم در مرکز امور زنان، تحقق اهداف دولت تدبیر و امید در حوزه زنان و تحکیم خانواده است».

 معاون جدید امور زنان و خانواده ریاست جمهوری، همچنین تصویب ماده 27 لایحه حمایت از کودکان بی‌سرپرست و بدسرپرست را که به موضوع ازدواج سرپرست خانواده با فرزندخوانده اختصاص دارد، باعث خدشه‌دار شدن رابطه پدر و مادر با فرزند خوانده دانست.

 روز چهارشنبه، دهم مهرماه، تارنمای رسمی شورای نگهبان با اعلام نظر نهایی این شورا در مورد لايحه حمايت از كودكان بي‌سرپرست و بدسرپرست نوشت: «شورای نگهبان لايحه حمايت از كودكان و نوجوانان بی‌‌سرپرست و بدسرپرست را با توجه به اصلاحات انجام شده مغاير با موازين شرع و قانون اساسي ندانست».

به گزارش رادیو فرانسه،  اين لايحه از سال ۱۳۸۸ به تصويب مجلس شورای اسلامی رسيده بود، اما چون در مصوبه‌های قبلی، ازدواج فرزندخوانده با سرپرست مطلقاً ممنوع شده بود، شورای نگهبان آن را مغاير با شرع اسلام و قانون اساسی تشخيص داده و رد کرده بود؛ این بار اما با افزودن ماده‌ای به آن مبنی بر امکان ازدواج فرزند خوانده با پدر و مادر در صورت رای قاضی دادگاه، شورای نگهبان هم آن را تائید کرده است.

 پیش از این، فاطمه رهبر- رئیس فراکسیون زنان مجلس، در این مورد گفته بود: «ملاک نهایی نظر شورای نگهبان است و اگر شورای نگهبان نظر خود را اعلام کند، پرونده این قضیه بسته شده و این لایحه به عنوان قانون قابل اجرا است». به گفته این نماینده مجلس اگر محرمیتی در زمان فرزندخواندگی صورت نگیرد، به لحاظ شرعی منعی برای ازدواج وجود ندارد.

مقاله قبلی«گربه وحشی» با سرعت 25 کیلومتر در ساعت، عضو جدید ارتش آمریکا
مقاله بعدیماده یکم؛ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.