روز پنجشنبه ۲۹ مرداد ماه زندانیان بند ۱ زندان مرکزی زاهدان در اعتراض به کم بودن جیره غذایی ، ایجاد شرایط غیر انسانی و رفتارهای وحشیانه زندانبانان ولی فقیه ،ابتدا  دست به اعتصاب غذا زدند.   ولی وقتی که به خواسته های آنها توجه نشد اقدام به  اعتراضات گسترده در بند ۱ نمودند. این اعتراضات برای مدتی  ادامه داشت.

زندانبانان ولی فقیه بجای رسیدگی به خواسته های به حق و انسانی زندانیان و حل مشکلات آنها انبوهی از نیروهای گارد ویژه را به بند ۱ گسیل نمودند که منجر به درگیری خونین با زندانیان گردید .در این درگیری تعدادی از زندانیان بشدت مجروح شدند و جراحات حداقل ۲ نفر  از آنهابه حدی شدید بود که به بیمارستانهای خارج از زندان منتقل شدند و همچنان در بیمارستان در وضعیت وخیم بسر می برند .

گارد ویژه زندان همچنین اقدام به انتقال ۲۵ زندانی از زندانیان  بند ۱ به سلولهای انفرادی بند قرنطینه شکنجه گاه زندان زاهدان نمودند. زندانبانان در آنجا زندانیان بی دفاع را تحت شکنجه های  وحشیانه جسمی و روحی قرار دادند که منجر به زخمی شدن آنها شده است.شکنجه آنها عبارتند از : زدن با کابل ،شوکر برقی و آویزان کردن آنها برای مدت طولانی.  آثار شکنجه بر بدن زندانیان عیان است.

از طرفی دیگر ۳ زندانی محکوم به اعدام  به نام های محمد امین عمر زهی ۴۷ ساله  ،زندانی یوسف گنگوزه ای حدودا ۵۰ ساله و غلام رسول مزارزهی ۵۴ ساله که هر سه نفر به مدت ۳ سال است که در زندان زاهدان بسر می برند که ۷ ماه از آن را در سلولهای انفرادی  شکنجه گاه  وزارت اطلاعات تحت شکنجه قرار داشتند ،از بند ۴  به بند قرنطینه شکنجه گاه زندان مرکزی زاهدان منتقل شدند.آنها ۷ روز است که در سلولهای انفرادی این شکنجه گاه بسر می برند.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، گفته می شود هر ۳ زندانی که از اهالی راسک و خاش هستند  و بازاری می باشند به آنها اتهام داشتن مواد مخدر نسبت داده شده است. بازجویان وزارت اطلاعات به آنها گفته اند فقط در صورتیکه   اقدام به ترور مخالفین   بلوچ نمایند حکم اعدام آنها شکسته و آزاد خواهند شد. علت انتقال این ۳ زندانی به سلولهای انفرادی اعتراض آنها به احکام قرون وسطایی و ضدبشری اعدام می باشد.

مقاله قبلیدعوت از برنده نخل طلای کن برای بازی در «گامبیت»
مقاله بعدیاگر مرد هستید، خودتان بیائید ایران انقلاب کنید ؟!
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.