خبرنامه ملّی ایرانیان؛ عصر روز شنبه 11 خرداد ماه، مراسم انتخاباتی ستاد جوانان حامی روحانی سراسر کشور در حسینیه جماران برگزار شد. اما این مراسم با دخالت نیروهای امنیتی به تشنج کشیده شد. بنا به گزارش های منتشر شده سعید الله بداشتی رئیس و مجتبی هاشمی از اعضای ستاد جوانان حامی دکتر حسن روحانی در این روز دستگیر شده اند.

پیشتر حسن روحانی از سوی بخشی از اصولگرایان و حامیان محمود احمدی نژاد متهم به سازش کاری در پرونده هسته ای شده است. آن ها معتقدند بیانیه سعدآباد که در زمان سید محمد خاتمی امضا شد نمونه عالی سازشکاری در برابر غرب است.

به نقل از وب سایت شخصی ایشان؛ اطلاعیه دوم ستاد انتخاباتی آقای روحانی به قرار زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

مردم بزرگوار و صبور ایران،

نگرانیم مبادا عده‌ای اهل افراط، با تندروی نابه‌هنگام، دانسته و ندانسته، در دام طراحان و مدافعان خشونت و سرکوب بیفتند و فضای آرام گفت‌وگو و رقابت را به سمتی ببرند که خدای ناکرده، حوادث تلخ انتخابات قبل تداعی شود و وجدان عمومی جریحه‌دار گردد. بخش اعظمی از همت و تدبیر ما باید مصروف این مهم شود که برای جوانان عزیز و پرشور، مشکل و گرفتاری پیش نیاید و فضای انتخاباتی با بگیر و ببند و غوغا و التهاب بدنام نگردد.

متأسفانه در حاشیه مراسم باشکوه و سخنرانی دکتر حسن روحانی در حسینیه جماران (مورخ ١٣٩٢/٣/١١) برای بیعت جوانان با آرمان‌های امام راحل، تقابل افراط و تندروی با شور و هیجان جوانان عزیز با مداخلۀ نیروهای امنیتی و پلیسی همراه شد و چند تن از اعضای جوان ستاد انتخاباتی دکتر روحانی دستگیر شدند. خوشبختانه توانستیم با گفت‌وگو و تعامل، و با تدبیر و حوصله، اسباب آزادی اکثر بازداشت شدگان را فراهم کنیم. تلاش بی‌وقفۀ دکتر روحانی و اعضای ستاد برای آزادی چند دوست دیگر نیز ادامه دارد و امیدواریم که مذاکرات ما با دست‌اندرکاران امنیت کشور به نتیجه برسد و چشمان منتظر و نگران خانواد‌ه‌ها به دیدن فرزندان برومندشان روشن شود و فضای عمومی کشور برای حضور حداکثری و بی‌دغدغه در انتخابات رقابتی و خلق حماسۀ سیاسی بهتر آماده گردد.

ستاد انتخاباتی دکتر حسن روحانی

مقاله قبلیایران به مسیر برزیل برگشت..
مقاله بعدیدیپلمات های غربی: ساختمان نیروگاه بوشهر در جریان زلزله آسیب دیده است
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.