استیون اسپیلبرگ کارگردان و فیلمساز آمریکایی از کارگردانی فیلم “تک‌تیرانداز آمریکایی” انصراف داد.

به گزارش مهر به نقل از ددلاین، این کارگردان مشهور که سه ماه پیش اعلام کرده بود داستان کریس کایل تک‌تیرانداز آمریکایی در عراق را به سینما می‌آورد، اکنون از ساخت این فیلم انصراف داده است.

اسپیلبرگ که همیشه چندین فیلم را با هم جلو می‌برد و یک انبان پر از فیلم و سوژه دارد، چندی پیش ناگهان اعلام کرد از فیلم “روبوپوکالیپس” که یک فیلم اقتباسی از کتاب علمی تخیلی دانیل اچ ویلسون است، منصرف شده و حالا در رفتاری مشابه به یکباره اعلام کرده که فیلم “تک تیرانداز آمریکایی” را هم نخواهد ساخت.

این فیلم قرار بود با بازی بردلی کوپر و به عنوان محصول مشترکی بین کمپانی برادران وارنر و دریم وورکز موسسه فیلمسازی اسپیلبرگ ساخته شود، اما اکنون با کنار کشیدن اسپیلبرگ و موسسه فیلمسازی اش از این پروژه، روشن نیست که آیا بردلی کوپر هم در این پروژه باقی خواهد ماند یا خیر؟

این فیلم قرار بود با تمرکز بر زندگی کریس کایل و با توجه به استقبالی که از کتاب این تک تیرانداز در آمریکا شده بود، ساخته شود.

کایل که چهار سال در عراق حضور داشت، در این کتاب زندگینامه خود را به رشته تحریر درآورده و در آن به توصیف جزییات عملیات گروه “سیل” در عراق پرداخته و توصیف کرده که چگونه به عنوان یک مامور تک تیرانداز صدها عراقی را کشته است. کایل که تگزاسی بود، پس از بازگشت به آمریکا توسط دوستش که در حال تمرین تیراندازی با وی بود، کشته شد.

فیلمنامه این فیلم را جیسون هال با اقتباس از همین کتاب که زیرتیتری با عنوان “زندگینامه خودنوشت مهلک ترین تک تیرانداز تاریخ نظامی آمریکا” داشت، نوشته است.

در حالی که کارگردان “لینکلن” ابتدا برای ساخت این فیلم خیلی مشتاق بود، اکنون از این پروژه کنار کشیده است اما برادران وارنر همچنان آن را در دست دارند و کوپر و کمپانی فیلمسازی اش که در این پروژه سهیم بودند، آزاد هستند که با فیلمساز دیگری وارد گفتگو شوند.

کایل به خاطر کشتار عراقیان به عنوان “شیطان رمادی” شناخته می‌شد و برای سرش جایزه تعیین شده بود. کایل عراقی‌ها را یک مشت وحشی نامیده بود و بارها تاکید کرده بود که ارزش زندگی او و دیگر آمریکایی ها بیشتر از زندگی عراقی ها بود. حضور اسپیلبرگ در این پروژه به دلیل موضع گیری رسمی او در برابر مردم عراق، با انتقاد روبه رو شده بود.

اسپیلبرگ 11 سال ساخت فیلم “لینکلن” را در سر داشت و اکنون فیلم های دیگری را در فهرستش دارد که “هاروی” اقتباسی از نمایشنامه برنده پولیتزر نوشته مری چیس با همکاری فوکس از جمله آنهاست. یافتن بازیگری برای این فیلم اندکی سخت است چون چندی پیش تام هنکس که همواره از تحسین‌کنندگان جیمز استوارت بوده، اعلام کرد حاضر نیست در نقشی که قبلا استوارت در آن ظاهر شده، بازی کند.

مقاله قبلیجشن مشروطیت را گرامی بداریم
مقاله بعدیگفتگو با کارگردان «همشهری کین» در صفحات کتاب نشست..
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.