اسرائیل تحت فرمان تندروها در مسیر خودزنی؛ ما به بازی های درست در صفحه فلسطین ادامه می دهیم

0
37

دکتر کاوه احمدی علی آبادی

عضو هئیت علمی دانشگاه آبردین با رتبه پروفسوری

عضو جامعه شناسان بدون مرز(ssf)

بازی های درست و حساب شده ما چنان تندروهای اسرائیلی را سردرگم کرده که بدون این که متوجه باشند، اینک به “بازی های تخریبی” در اسرائیل کشیده شده اند و به خودزنی روی آورده اند! اگر تا دیروز مسأله این بود که فلسطین را باید دریافت، حالا با بازی های ویرانگر تندروهای اسرائیلی در چارچوب کشور اسرائیل، باید اسرائیل را دریافت.

آنچه تندروهای اسرائیلی از اسرائیل می خواهند بسازد، کشوری به شدت از نظر قومی-دینی و ملی تند و تیز و افراطی است که اگر آنان نفهمند که چه می کنند، عقلا و دوراندیشان اسرائیلی (و کسانی که تاریخ خوانده باشند) خوب می فهمند که چه جهنمی در انتظار همه شان است و این همان راهی بود که هیتلر و دولت های فاشیست اروپایی رفتند و در ابتدا نیز با تهییج احساسات ملی گرایانه، دستاوردهای مثبتی در عرصه داخلی داشتند، اما آینده ثابت کرد که این پاداش کوتاه مدت تنها طعمه ای است برای هر جاه طلبی در تاریخ که چنین راه شتابانی را برگزیده باشد. برای دولت های اسرائیل در گذشته اگر مسئله زیاده خواهی ها و اشغال فلسطین مطرح بود، اکنون موضوع اسرائیل به مثابه “یک کشور دموکرات و با حقوقی برابر برای همه شهروندان”، مطرح است که با سوق یافتن اسرائیل به سوی تهییج احساسات قومی ودینی، آن کشور را به سوی “فروپاشی” می برد؛ فروپاشی ای از درون و تهی کردن یک ملت از تمام تنوع قوی، دینی، مذهبی و با تمام تکثرشان و زدن و تصفیه یک ملت در جهت یک ایدئولوژی ثابت (راهی که حاکمیت در ایران پس از انقلاب ۵۷ رفت و به همین سبب ما در ایران در اکثر زمینه ها دستخوش عقبگرد شده ایم و البته رژیم در شرف فروپاشی).

با آن که نگاه خیرخواهانه ما برای هم مردم فلسطین و هم مردم اسرائیل باید باشد، اما ما به جز توصیه و شطرنج حساب شده مان کار دیگری برای اسرائیل نمی توانیم بکنیم، و اگر سیاستمداران منتخب مردم، مایل به کشاندن اسرائیل به مهلکه ای اند که ذکرشان رفت، مختارند (این گوی و این میدان) و ما به همان “استراتژی گام به گام” مان ادامه می دهیم. اسرائیل نیز اگر تا پیش از این با فلسطینیان و اعراب خارج از چارچوب ارضی اسرائیل مشکل داشت، با تصویب اسرائیل به مثابه کشوری یهودی، از آن پس با فلسطینیان و اعراب داخل کشور اسرائیل مشکل جدّی خواهد یافت و آنان حتی اگر دست به مبارزه مسلحانه نبرند، مدعی سرزمین های شان در چارچوب اراضی ۱۹۴۸ خواهند شد (مقامات تندروی اسرائیل می توانند آن را پیش بینی بشمارند یا تهدید؛ هر طور که خودشان مایل اند!)؛ چون اسرائیل اینک حقوق شهروندی شان را نقض کرده است و هیچ ملتی حاضر به پذیرش تبعیض در بلندمدت نخواهد شد، چه مقامات اسرائیل خوش شان بیابد چه نیاید و چه متحدان اسرائیل بپسندند و چه نپسندند. متحدان اسرائیل تنها کاری که از دست شان برمی آید، رشته ای از سیاست های تنبیهی و تجویزی علیه سیاست های تندروانه برخی از سیاسمتداران اسرائیل است و باید به آنان بفهماند که اگر هدف از مذاکرات شان اتلاف وقت است، جامعه جهانی بیش از این منتظر نخواهد ماند و به سوی تشکیل کشور مستقل فلسطینی خواهد رفت؛ کشوری که پس از تصویب در سازمان ملل، حالا بدنبال استقلال کامل خود است.

اما ما در صفحه فلسطین به بازی های “درست و چندوجهی” مان ادامه می دهیم که تا همین حالا نیز برایمان دستاوردهایی حتی بیش از برآورد داشته است. رگبار آرای مجالس اروپایی است که به سوی کشور مستقل فلسطینی یک به یک صادر می شود. ما منتظر آرای سایر مجالس کشوری های اروپایی، “شورای اروپا” و همین طور “دولت های اروپایی” نیز می نشینیم تا یکی از بزرگترین بحران های قرن گذشته را با همین “دیپلماسی و رأی های انسانی” حل کنیم و در صورت ناامیدی از صلح، این تفنگ ها هستند که برای حل مشکلات صدای شان بلند می شود و این به نفع هیچ کس نخواهد بود و ما سیاستمداران “همواره باید” از جنگ اجتناب کنیم و بدان متوسل نشویم، مگر این که “پس از آزمودن همه راه ها”، ناگزیر به عنوان “آخرین راه” بدان تن دهیم. درگیری های اخیر در فلسطین نیز ثابت کرد که چقدر همگان روی آتش زیرخاکستر نشسته اند و تنها “صلحی پایدار و نه صرفاً آتش بسی موقت” می تواند امنیت هم فلسطینیان و هم اسرائیلی ها را تأمین کند و هر میزان از برتری سلاح ها هرگز تضمین کننده امنیت هیچ کس نیست. یهودیان اسرائیل نیز اگر مطالباتی برای عبادت و مراسم شان در قدس دارند (و حتی موضوع معبد سلیمان؛ معبد سوم) راه زور را آزمودند و دیدند که آن به میزانی خطرناک است که می تواند به جنگ های بی پایان و بیهوده مذهبی حتی فراسوی مرزهای اسرائیل کشیده شود و تنها از طریق “صلحی پایدار” است که آن مقدور خواهد بود و بی شک هر انعطاف واقعی (و نه ساختگی) از طرف آنان با انعطافی از طرف مقابل همراه خواهد بود و تنها پس از توافقی دو یا چند جانبه عملی است.

محمود عباس که با پشتیبانی اتحادیه عرب به سوی شورای امنیت گام گذاشته، از بابت درخواست پرزیدنت اوباما و کری برای تأخیر در اقدام اش خیلی نگران نشود و به پرزیدنت اوباما عنوان کند که تنها در صورتی که آمریکا قول دهد که، درخواست فلسطین برای عضویت دائم در سازمان ملل و قطعنامه رفع اشغال فلسطین توسط اسرائیل را در شورای امنیت وتو نکند، حاضر است مدتی دیگر نیز به خاطر درخواست شان صبر کند و گرنه از هر گونه تأخیری معذور است، چون جواب اعضای دیگر تشکیلات خودگردان و ملت فلسطین را برای تأخیر بیشتر نمی تواند بدهد.

فراموش نکنیم که دو سال آینده تنها برای خروج کامل تمام سربازان و نهادهای اسرائیلی از سرزمین های فلسطین بر اساس مرزهای ۱۹۶۷ است و رسمیت یافتن عملی کشور فلسطین و مراودات و معاملات با فلسطین به مثابه یک کشور توسط کشورهای مختلف غربی باید هر چه زودتر صورت گیرد.