اسدالله هادی، زندانی ۵۴ ساله بند ٣۵٠: فقر و عوارض زندان موجب پاشیدگى کانون خانواده ام شده است

0
203

“کارگر برش کار و تریکو دوز هستم، تا کار نکنم عایدى ندارم، فقر مالى و عوارض زندان موجب پاشیدگى کانون خانواده ام شده و همسرم بعد از سه و نیم سال تحمل سختى اقدام به جدا شدن از بنده نموده است.” این قسمتى از گفتگوى اسدالله اسدى، زندانى سیاسى بند ٣۵٠ زندان اوین، با خبرنگار سودویند است.

طبق گزارش دریافتی خبرنامه ملّی ایرانیان از سودویند؛ اسدالله هادى زندانى ۵۴ ساله اى که پس از بازداشتش در آذر ١٣٨۹، بر اثر ١٣ ماه شکنجه و انفرادى در بند ٢۴٠ و ٢٠۹ دچار عارضه قلبى، آرتروز پا و ناشنوایى شده در گفتگو با ونداد اولادعظیمى مى گوید که اکنون تنها نگران وضعیت و سرنوشت دختر ١۶ ساله ام هستم.

اسدالله هادى شانزده آذر سال ٨٨ و در حال فیلمبردارى در میدان انقلاب از تظاهرات مردمى، به وسیله پلیس امنیت بازداشت و به گفته وى سه ماه در محیطهاى مختلف و ناشناخته، در بازداشت بوده که نهایتا با وثیقه به صورت موقت از زندان خارج میشود.

١۶ آذر در ایران مصادف با روز دانشجو است و در سال ٨٨ مراسم این روز با تظاهرات دهها هزار نفر از دانشجویان و مردم عادى، در اعتراض به نتایج انتخابات آن سال، همراه بود که با خشونت نیروى انتظامى و سپاه پاسدارن سرکوب شد.

منع پوشش خبرى توسط خبرنگاران خارجى و سانسور خبرنگاران داخلى، بار اطلاع رسانى را بر دوش شهروندان عادى نهاده بود. مقامات ایران با اخلال در سرعت اینترنت و قطع برخى از خطوط موبایل در تلاش براى کنترل این آخرین شیوه اطلاع رسانى، بودند.

آقاى اسدالله هادى یکى از این شهروندان عادى بود که در سالگرد بازداشتش مجددا احضار و به انفرادى منتقل میشود. او مى گوید: “در شانزده آذر سال هشتاد و نه، بر اساس پاسخ استعلام بازپرسى شعبه دوازده معلم از وزارت اطلاعات، احضار شده و بازداشت شدم و به ٢٠۹ اطلاعات منتقل شدم.”

اتهام آقاى هادى،ارتباط و فعالیت با سازمان مجاهدین خلق، اجتماع و تبانى، اعلام میشود و در دادگاه به پنج سال حبس محکوم میشود. حکمى که در دادگاه تجدید نظر عینا تایید شد و درخواست وکیل آقاى هادى براى ارجاع آن به دیوان عالى نیز بى نتیجه ماند و نهایتاً رد رسیدگى پرونده آقاى اسدالله هادى توسط شعبه ۶ دیوان عالى کشور، به ایشان ابلاغ کرد.

آقاى هادى در خصوص وضعیت سلامتى خود در زندان مى گوید:

“از زمان حضور در زندان با عارضه قلبى که از زمان بازداشت در انفرادی ٢٠۹ به آن دچار شده بودم، زندگى کردم تا نهایتا بعد از فشار خانواده و دوستانم و خطر مرگم، با هزینه خود و خانواده ام به بیمارستان منتقل شدم. بعد از عمل قلب باز دچار عارضه هاى زیادى شدم که باز هم توسط خانواده براى درمانم پیگیرى مى کردم.

به درخواست خانواده پزشکى قانونى براى بنده پرونده تشکیل داد اما نه بنده و نه خانواده از محتواى آن مطلع نشدیم.

اوایل شهریور ۱۳۹۲ گویا بنده را به درخواست پزشکى قانونى به مرخصى درمانى فرستادند. اما اندکی بعد که مشغول پیگیری و درمان بیماریهاى متعدد قلب و هموروئید و آرتروز پا و ناشنوایى و عارضه خونریزى و سنگ سازى کلیه ام بودم، بنده را به زندان عودت دادند و کار درمانم (ستون فقزات و پا) نیمه کاره مانده است و حال هم از درد کمر و درد پا عاجز هستم.”

اسدالله هادى فرزند مهدى، متولد ٢٣ خرداد ١٣٣۶ در محله مولوى باغ فردوس تهران، مى گوید که دوران ابتدایى را در کنار خانواده خود که از طبقه کارگر جامعه بوده اند، گذرانده است. او دوران بعد از دبستان را به صورت شبانه روزى گذرانده و به صورت همزمان کارگر کارخانه آزمایش، بوده است.

دوران دانشگاه آقاى هادى که در رشته برق فشار قوى در هنرستان شبانه روزى دیپلم گرفته بود، با این پیام خمینی و آغاز انقلاب فرهنگى در دانشگاه مواجه بوده و مانع ادامه تحصیل وى میشود.

روح‌الله خمینی، رهبر جمهوری اسلامی در پیام نوروزی خود، در فروردین۵۹ بر تصفیهٔ دانشگاه‌ها تأکید کرد و گفت: “باید انقلاب اسلامی در تمام دانشگاه‌های سراسر ایران به وجود آید. تا اساتید و دانشجویان که در ارتباط با شرق و یا غرب‌اند تصفیه گردند و دانشگاه محیط سالمی شود برای تدریس علوم عالی اسلامی”

هادی به عنوان یکی از قربانیان انقلاب فرهنگی در جمهوری اسلامی، سابقه بازداشت در اوایل سال شصت را نیز در پرنده دارد. وی در سال شصت دستگیر و تا بعد از اعدامهاى دسته جمعى سال ۶۷، بازداشت و فروردین سال ۶٨ از زندان آزاد شده بود.

این زندانى سیاسى باسابقه بند ٣۵٠ در حالى سومین سال بازداشت خود در دومین دوره حضورش در زندان اوین را مى گذراند که به گفته وى بازداشت اخیرش پس از حوادث پس از انتخابات سال ٨٨ در جمهورى اسلامى ایران، منجر به وضعیت بحران مالى براى خانواده و جدایى از همسرش و شرایط ناگوار براى دختر نوجوانش شده است.