استمداد ۴ زندانی عقیدتی اهل سنت و کرد از بان کی مون دبیر کل سازمان ملل متحد و سایر مراجع بین المللی که قرار است حکم ضدبشری اعدام آنها در طی روزهای آینده در زندان قزل حصار کرج به اجرا گذاشته شود به منظور متوقف کردن حکم اعدام و نجات جان آنها جهت ارسال به مقامات و سازمانهای حقوق بشری بین المللی ، انتشار در رسانه ها و اطلاع یافتن افکار عمومی به منظور تلاش برای متوقف کردن حکم اعدام در اختیار رسانه ها  قرار داه شده است.

متن استمداد به قرار زیر می باشد:

اینجانبان جمشید دهقانی فرزند خدارحم متولد ۱۳۶۴، جهانگیر دهقانی فرزند خدا رحم متولد ۱۳۶۵ ،کمال ملایی متولد ۱۳۶۳ و حامد احمدی متولد ۱۳۶۰ زندانیان سیاسی ـ مذهبی اهل سنت که در زندان قزل حصار به سر می بریم می خواهیم صدای مظلومیتمان را به تمام دنیا برسانیم .

ما حدود چهار سال و نیم است که در زندانهای ایران بسر می بریم فقط به خاطر تبلیغ و رفت و آمد به مسجد و دفاع از عقیده اهل سنت در حالیکه تبلیغ ما در مراکز اهل سنت بوده ما که از عقیده اهل سنت دفاع کرده ایم محارب می شویم ولی کسانیکه به اهل سنت و عقاید ما توهین می کنند که نمونه اش آخوند بیژن دانشمند یا آخوند جویباری یا مجله سبز شماره ۱۳ توسط کارگردان ابراهیم حاتمی کیا که تمام اهل سنت را حرامزاده می خوانند و به خلیفه دوم امام امت توهین می کنند یا به امهات المومنین عایشه تهمت می زنند هیچ دادگاهی نمی شوند بلکه بیشتر به ایشان توجه می شود .

ما در یک دادگاه فرمالیته و ساختگی با چشم بند و دستبند و پابند در دادگاه انقلاب تهران شعبه ۲۸ پیش یک آخوند تعصبی به اسم محمد مقیسه دادگاهی شدیم و در عرض ۱۰ دقیقه ۱۰ نفر را محکوم به محاربه کرد و حکم اعدام ما را نیز در تاریخ ۲۳بهمن۱۳۸۹ صادر کرده و حتی ما حق اعتراض نداشتیم. و حتی حق وکیل گرفتن را هم نداریم. و همیشه طی این چند سال ما را مورد توهین و اذیت و آزار ، هر روز در یک زندان نگهداری کردند.

 به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از فعالین حقوق بشر و دمکراسی درایران؛ در تاریخ ۲۳آبان۱۳۹۱ ما را به زندان قزل حصار برای اجرای حکم اعدام انتقال کردند که بعد از چهل و چند روز ۶ نفر از ما را که ۳ نفر حافظ کل قرآن بودند به اسمهای بهرام احمدی متولد سال ۱۳۷۱ ، محمد ظاهر بهمنی متولد سال ۱۳۶۸ ، هوشیار محمدی متولد سال ۱۳۶۸ ، کیوان زند کریمی متولد ۱۳۶۷ ، اصغر رحیمی متولد سال ۱۳۶۶ و بهنام رحیمی متولد ۱۳۶۰ را در تاریخ ۷ دی ۱۳۹۱ به اتهام دروغین مواد مخدر و تجاوز به عنف که تنها گناه آنها تبلیغ و دفاع از عقیده اهل سنت بوده اعدام کردند که حتی بهرام احمدی زیر ۱۸ سال دستگیر شده بود حتی به آنها یک ملاقات یا یک تلفن و حتی جنازه هایشان را به خانواده هایشان ندادند.

ما چند نفر هم برای اینکه صدای مظلومیتمان را به دنیا برسانیم در تاریخ ۲۹اسفند۱۳۹۱ دست به اعتصاب غذا زدیم و حدود ۱ ماه در اعتصاب غذا بودیم و بعد که وضعیت جسمی ما نگران کننده شده بود گفتند درخواست شما برای شکستن اعتصاب چیست؟ اولین درخواست ما گفتیم شکستن حکم اعدام و دادگاهی در یک دادگاه علنی . اگر پرونده ای که متهمین ردیف پنجم آن همه اعدام بگیرند چرا دادگاه آنها رسانه ای نمی شود؟ چرا علنی نیست ؟

ما حدود ۱۱ ماه است در قزل حصار و در میان زندانیان مواد مخدر نگهداری می شویم و ما را برای اجرای حکم به این زندان آوردند و هر لحظه احتمال دارد که ما را به سلولهای انفرادی برای اعدام ببرند . چون ما را تا حالا چند بار به سلول انتقال داده اند. حالا ما با توکل به خدا تقاضامندیم از تمام مسلمانان دنیا ، تمام سازمانهای بین المللی، تمام سازمانهای حقوق بشری و هر کس به هر طریقی روی پرونده های سیاسی مخصوصا ایران کار می کند ، تمام رسانه های آزاد، تمام شبکه های اجتماعی که نگذارند ما جوانان سیاسی اهل سنت را که فقط جرممان سنی بودن و کرد بودنمان است اعدام کنند و صدای مظلومیتمان را به تمام دنیا با هر زبانی برسانید و نگذارید که ما را بیگناه اعدام کنند .از اخباری که به ما رسیده احتمال دارد که ما را در طی ۲ هفته آینده اعدام کنند .

از آقای بان کی مون رئیس سازمان ملل ، آقای احمد شهید گزارشگر ویژه حقوق بشر درباره پرونده های ایران ، آقای نحل احمدی به عنوان نماینده اهل سنت در سازمان حقوق بشر ،ما جوانان اهل سنت به عنوان بزرگترین اقلیت در ایران را نگذارید بیگناه خون ما را بریزند ما از شما انتظار داریم جلوی این اعدام را بگیرید.

با تشکر،

چهار زندانی عقیدیتی در انتظار اجرای حکم اعدام

واحد ۳ زندان مرکزی زاهدان

شهریور ۱۳۹۲

مقاله قبلیصدای درون ذهن اما واتسون به گوش می‌رسد
مقاله بعدیپرونده ثبت جهانی شوش به یونسکو می‌رود
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.