دادنامه آقای محمد رضا ریگی به دبیر کل سازمان ملل، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل و عفو بین الملل که یکی از فرزندانش عبدالباسط ریگی بخاطر فعال اینترنتی بودن در زندان زاهدان به دار آویخته شد و فرزند دیگرش به نام عبدالواهب ریگی که در سن نوجوانی دستگیر شده و در حال حاضر در زندان زاهدان در انتظار اجرای حکم اعدام بسر می برد جهت ارسال به مراجع فوق و انتشار در اختیار رسانه ها  قرار داده شده است.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان ازفعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران؛ متن نامه به قرار زیر می باشد:

به نام خداوند عادل و عدل گستر،

اینجانب محمد رضا ریگی پدر قربانی راه آزادی عبدالباسط و زندانی عبدالواهب، پدری که با تمام آرزو پر وبال خود را برای پیشرفت و ترقی فرزندانش می گستراند تا شاید روزی فرزندانش را در اوج کمال ببیند.

غافل از اینکه طوفان ستم و دست به ناحق روزگار برای آزاد زندگی کردن آنها و زیر چتر کسی نرفتن به سلول های مخوف حاکمان جور زمان برده و پر و بال آزادی و آزادگی آنها را شکسته و دیگری را پرپر نموده ،به راستی عبدالباسط و عبدالواهب در سلولهای مخوف وزارت اطلاعات به تاوان کدامین گناه برده شدند؟ و عبدالباسط به کدامین گناه کشته شد؟ به کدامین گناه طناب بر گردنش آویختند؟ و به کدامین گناه درختی که امید نشستن زیر سایه اش را داشتم از ریشه بر کنده شد؟

میدانم چون هزاران پدر دیگر که فرزندانشان قربانی شده اند فریادم به جایی نمیرسد چرا که خود در این مدت که برای پیگیری اعتراضم به حکم اعدام برای فرزندانم به نزد مسئولان ذیربط می رفتم متوجه این امر شدم که صحبت با آنها جز آب کوبیدن در هاوان نیست.

گویا آنها پرونده ها را از قبل نوشته اند و با دستگیری امثال فرزندانم و مجرم قرار دادن آنها پرونده ها را تکمیل می نمایند.

من به جرات به خدا قسم می خورم که آنچه به عبدالباسط و عبدالوهاب نسبت داده شده است دروغی بیش نیست و خود آقایان زمانیکه در اعتراض به حکم فرزندانم از آنها مدرک خواستم گفته هایشان را مدرک خوانده و چیز دیگری برای اثبات ادعایشان نداشتند.

ودر آخر این پدر ستمدیده و داغدار از سازمان ملل و سازمان عفو بین الملل و از تمامی سازمانهای حقوق بشری و خصوصا گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد آقای احمد شهید تقاضا دارم پیگیر قتل و اعدام به ناحق عبدالباسط شوند و مگذارند خون آشامان دیگر فرزندم را که در چنگال آنها است را از من بگیرند.

محمد رضا ریگی

مهرماه ۱۳۹۲

گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید

دبیر کل ملل متحد

کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد

گزارشگر ویژه اعدام سازمان ملل متحد

مقاله قبلیآقای کاظمینی بروجردی؛چگونه درد اسیر استبداد را می توان حس نمود در حالی که تحلیل گر، در فضای آزاد
مقاله بعدیایران از فهرست بدحساب‌های بانک جهانی خارج شد
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.