استراتژی برای مقابله با رژیم ایران در عراق و سوریه جلو ماست؛ درست اینجا و اکنون

1
167

دکتر کاوه احمدی علی آبادی

عضو هیئت علمی دانشگاه آبردین با رتبه پروفسوری

عضو جامعه شناسان بدون مرز (ssf)

کافی است استراتژیست های آمریکا و همین طور وزیر دفاع جدید و با تجربه آمریکا، یک نگاه دوباره به صفحه شطرنج عراق و سوریه بیاندازند، تا راه و چاه به روشنی خود را نشان دهند. با نابودی داعش در عراق سوریه و رفتن تمامیت ارضی آن زیر چتر یک دولت واحد یعنی تقدیم دو دستی هر دو کشور به متحدان، سپاه قدس و مأموران امنیتی ایران؛ آن هم پس از این همه کشتار و ویرانی و هزینه!! این چیزی است که اعراب و ائتلاف به رهبری آمریکا برایش می جنگند؟ ما باید تبعات گزینش های خود را به درستی درک کنیم. یعنی اگر همین حالا رژیم ایران و روسیه موافقت کنند، اسد برود و یک بعثی دیگر جایش بگذارند تا دولت وحدت ملی تشکیل شود، سوریه از چنگ ایران بیرون می آید؟ قرار نیست خودمان را گول بزنیم! نفوذ رژیم ایران در سوریه اینک دیگر وابسته به یک فرد یا یک خانواده نیست تا با رفتن شان مشکل حل شود و نیروهای امنیتی سوریه زیر نظر ایران در هر جایی که دولت یکپارچه سوریه حضور داشته باشند، خواهند بود (و با نگارش یک متن خوب برای قانون اساسی عملاً چیزی عوض نمی شود). “با یک مدیریت امنیتی”؛ درست همچون عراق. سوریه یکپارچه یعنی سایر مناطقی را که با جنگ یا درایت از دست رژیم متحد ملاهای ایران دور مانده اند، دوباره زیر چترشان ببریم. در آن صورت حتی روسیه نیز نفوذش در سوریه کاسته خواهد شد؛ چه رسد دیگران. پس راه حل سوریه و عراق دولت یکپارچه نیست، بلکه دقیقاً برعکس تجزیه کشور به همان مناطقی است که اینک در آن مستقرند. آمریکا پس از این همه درگیری و هزینه می خواهد سوریه را به رژیم ایران واگذارد؟ دولت یکپارچه یعنی مدیریت امنیتی یکپارچه رژیم اسد زیر نظر سپاه قدس ایران؛ درست مثل عراق امروز. آمریکا با استقرار در شمال سوریه و مناطق کرد و اقلیت نشین آن مناطق و کمک به دولت محلی آنجاست که هم پایگاه های نظامیش را در آنجا دائمی می کند تا اگر اقلیت ها مورد حمله وحشیانه دیگری قرار گرفتند، از آنان دفاع کند و هم برای هر عملیات احتمالی آتی از آن استفاده کند و تنها باید برای دموکراسی نوپای کردها و اقلیت های شمال سوریه به آنان علاوه بر کمک های نظامی، در اداره دموکراتیک دولت شان کمک و مشاوره دهد (چون تازه کارند). مناطق ساحلی سوریه و شمال غربی که عمدتاً علوی نشین و شیعه نشین و بعضاً مسیحی نشین است، اینک در کنترل نیروهای نظامی روسیه هست و آن در کنترل روسیه می ماند (این پیشنهادی بود که آقای پوتین در اوائل بحران سوریه به آمریکا داد، اما دولت قبلی آمریکا آن را رد کرد) و روسیه باید هم این مناطق را از گروه های فرقه گرای رژیم ایران و حزب الله لبنان دور کند و هم دولتی محلی که به مردم خدمات دهد و آبادسازی زیرساخت ها شروع شود، از علویان و مسیحیان و سایر اقلیت ها “با همکاری اسد” تشکیل شود. تکرار می کنم اگر پای شبه نظامیان فرقه گرای ایران را به آنجا باز کنید، جنگ کنونی که به تازگی متوقف شده، پس از مدتی در قالب جنگی مذهبی بازآفرینی می شود؛ همان گونه که در عراق پس از ترک آمریکا شد. بخشی از مناطق شمال سوریه در کنترل ارتش آزاد سوریه و ترکیه است که باید آنجا نیز با مدیریت ترکیه توسط دولتی محلی از ارتش آزاد سوریه و مردم محلی تشکیل شود و با تمدید آتش بس به خدمات رسانی و ساخت و ساز ویرانی ها مبادرت ورزد. مناطق باقی مانده تحت اشغال داعش توسط سایر مبارزان با حمایت ائتلاف آمریکا، ترکیه و روسیه از داعش پس گرفته می شود و به مناطق تحت تسلط شان می پیوندد. جنوب سوریه بخشی که در دست اپوزیسیون است، در همانجا دولت محلی تشکیل می شود و آتش بس پذیرفته شده دائمی می شود. می ماند مناطق مرکزی و غربی و اندکی از مناطق جنوبی که می شود میدان نبرد شبه نظامیان رژیم ایران، حزب الله لبنان با داعش و سایر تروریست هایی که بیش از ۱۰۰ هزار نفرند و از تمام دنیا با آن مناطق غربال می شوند و اگر به آن مناطق هدایت نشوند، یعنی به سایر مناطق جهان، از جمله اروپا و آمریکا ممکن است بروند؛ پس با این راهکار “بدون این که حتی یک سرباز ائتلاف آمریکا و همین طور روسیه کشته شوند”، این تروریست ها بدست دیگر دشمنان و تروریست ها یعنی سپاه قدس ایران، حزب الله لبنان و شبه نظامیان عراقی (تروریست های شیعه) نابود شده و متقابلاً “تروریست های شیعه را نیز با خود نابود می کنند”. این استراتژی یعنی “بازی دو سر برد” برای ما و بازی “دو سر باخت” برای داعش و رژیم ایران.

همین گونه است، استراتژی راه گشا در عراق. عراق مدت هاست که تجزیه شده و تنها باید این واقعیت را بپذیریم و به درستی مدیریت کنیم و گرنه مابقی مناطق آزاد شده از دست داعش به دست رژیم ایران می افتد. عبادی تنهاست در حالی که سپاه بدر وزارت کشور عراق را در اختیار دارد و سپاه قدس تمام ارکان حکومت را و عبادی می رود و آن مناطق می ماند، برای سپاه قدس ایران. اساساً دلیل اصلی که ملاهای ایران می گویند که با تجزیه عراق و سوریه مخالف اند، می خواهند همچون ایران، اقلیتی با تسلط بر نهادهای امنیتی، تمام مملکت را در دست بگیرد و مدیریت و چپاول کند و گرنه دل شان به حال هیچ کشور و ملتی نسوخته است. راه حل در جهت عکس است؛ باید اقلیم کردستان به زودی به عنوان کشوری کاملاً مستقل به رسمیت شناخته شود و همین طور مناطق اقلیت نشین و سنی نشین عراق نیز هر یک دولتی محلی و مستقل تشکیل دهند. همان گونه که تیم جدید دولت آمریکا و پرزیدنت ترامپ به درستی گفتند، نفوذ ایران در عراق با نابودی داعش بیشتر شده است. نفوذ ایران در آنجا آنقدر زیاد است که حتی برخی از نمایندگان مجلس و مقامات حکومتی حقوق بگیر ایران هستند و سایرین نیز با تهدید یا تطمیع یا حذف به فرمانبرداری وادار شده اند. متحد استراتژیک آمریکا نه دولت کنونی و آینده عراق که “دولت کردستان عراق” است و همین طور دولت های محلی سنی نشین و اقلیت نشین آتی عراق. در کشور مستقل کردستان عراق بدون هیچ مانعی می توانید پایگاه نظامی بزنید و گسترش دهید و حفظ کنید (در حالی که وقتی کردستان عراق کشوری مستقل نیست، باید مجلس عراق تصویب کند که می بینید اکثریت شیعه شان متحد دیرینه ایران اند و مواضعی به صراحت ضد آمریکا و مطابق با ایران دارند) و در صورت لزوم از آنان استفاده کنید. “سنی های عراقی از شبه نظامیان رژیم ایران بیش از داعش متنفرند”. و به هیچ وجه زیر نظر حاکمیت وابسته  به آن نمی روند و دوباره به سوی گروه های تروریستی دیگر کشیده می شوند، مگر این که در قالب دولتی از خود (دولت محلی) اداره شوند. یک سوم عراق توسط داعش فتح نشد، بلکه بالغ بر ۱۳۰ هزار سنی ناراضی عراق با قیام ناگهانی موجب فروپاشی امنیتی آن مناطق شدند و، درحالی که تنها ۳۰۰۰ داعشی آن هم ۷۲ ساعت بعد از آن وارد عراق شد، اما چون بعثی های داعش در امور امنیتی خبره بودند، نهادهای امنیتی را به کنترل گرفتند و پس از مدتی عملاً جملگی سنی ها را زیر چتر امنیتی شان بردند. کشورهای عربی خوب چشمان شان را باز کنند و انتخاب کنند:  حکومتی یکپارچه در عراق و سوریه زیر چتر رژیم ایران یا کشورهایی با حاکمیت های مختلف و متحد اعراب، ترکیه و غرب و روسیه در عراق و سوریه و مناطقی کوچکتر در عراق و سوریه برای متحدان ایران (البته به حساب آن مناطق نیز در گام های بعدی رسیده می شود، اما نه حالا). انتخاب با شماست و “هیچ گزینه واقعی و عملی دیگری نیست، حتی اگر برای ۵۰ سال دیگر نیز جنگ کنید”.

یک دیدگاه

  1. برای دفع شّر حکومت جهنمی آخوندی از سوریه،یکی از نزدیک ترین راهها،بستن هوای عراق برای عبور هواپیماهایش به سوریه است.ترکیه این کار را کرده است.
    «موشک های ساقط کننده هواپیما که قاچاق در دست بعضی گروههای مخالف سوریه باشد،آخوندها را بزانو درخواهد آورد،همانانی که درافغانستان شوروی را بزانو درآورد».

Comments are closed.