احمد ابراهیمی استاد آواز ایرانی ساعاتی پیش در سن 87 سالگی در بیمارستان فرمانیه تهران درگذشت.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان به نقل از پایگاه اطلاع رسانی موسیقی ایران، احمد ابراهیمی ردیف‌دان و مدرس آواز و خواننده پیش‌کسوت موسیقی ایران از هفته گذشته به دلیل عارضه قلبی در بخش اورژانس بیمارستان خمینی  بستری و به علت عدم اختصاص تخت خالی در بخش آی سی یو به بیمارستان فرمانیه منتقل شد. این هنرمند موسیقی کشورمان که به گفته همسرش طی روزهای گذشته از نظر جسمی وضعیت رو به بهبودی داشت ساعاتی پیش دارفانی را وداع گفت.

علی ترابی مدیرعامل انجمن موسیقی ایران و عبدالحسین مختاباد عضو هیات امنا انجمن موسیقی ایران و عضو شورای شهر تهران روز یکشنبه با حضور در بیمارستان از احمد ابراهیمی عیادت کردند.

احمد ابراهیمی در سال 1305 در اورامانات کردستان متولد شد.اکثر اعضای خانواده او دستی در موسیقی داشتند و همین امر سبب شد تا او هم با تشویق خانواده به سراغ موسیقی و یادگیری این هنر برود.

1-20

ابراهیمی بیش از دوازده سال نداشت که به تهران نقل مکان کرد.در سال 1327 با توجه به صدای خوشی که داشت با استادان بزرگ موسیقی ایران نظیر ابوالحسن صبا ،مرتضی محجوبی، حسین تهرانی، غلامحسین بنان، ادیب خوانساری آشنا شد و از محضر همگی این بزرگان موسیقی ایران بهره‌مند شد.

پس از پنج سال که تحت تعلیم آنان قرار می‌گیرد اولین برنامه رادیویی خود را با محمود ذوالفنون در رادیو تهران اجرا کرد که با تشویق و استقبال مردم روبرو ‌شد.

ابراهیمی پس از یک سال اجرای برنامه‌های مختلف موسیقی در رادیو، به سال 1333 به ارکستر مرتضی‌خان محجوبی ،استاد پیانو که با همکاری محمد میرنقیبی اداره می شد، راه می‌یابد و شکوفایی هنری وی از همین زمان آغاز می‌شود. همکاری او تا سال 1335 با این ارکستر ادامه داشت.

از سال 1342 تا اواخر سال 1354 به سمت رئیس دفتر اداره کل فعالیت‌های هنری و از سال 1354 تا اواخرسال 1358 به سمت مدیر امور اداری سازمان ملی “فولکلور”ایران منصوب و مشغول کار می‌شود و ضمناً به برنامه‌های هنری خودش ادامه می‌دهد.

احمد ابراهیمی در فروردین ماه 1359 پس از پشت سرگذاشتن بیست و چهار سال مستمر کار هنری و مدیریت هنری با تقاضای خودش بازنشسته می‌شود.

بعد از انقلاب عمده وقت ابراهیمی به آموزش ردیف‌های آوازی به شاگردان و علاقه‌مندان موسیقی‌ آوازی صرف شد.

این استاد پیشکسوت هنر ایران چند روزی را به طور بلاتکلیف در بیمارستان امام خمینی در اورژانس بستری بود و مسئولان آن بیمارستان حاضر به بستری کردن وی نشدند به همین دلیل وی با وجود حال نامساعد ناگزیر به جابجایی به بیمارستان فرمانیه شد.

درگذشت این هنرمند را به خانواده وی و جامعه موسیقایی کشور تسلیت می‌گوید.

مقاله قبلیمنشور کوروش در موزه متروپولیتن به نمایش گذاشته شد..
مقاله بعدیلاریجانی ۱۰ مصوبه دولت را خلاف قانون اعلام کرد
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.