در طی چند روز گذشته تعدادی از دستگیر شدگان اعتراضات مردم مهاباد نسبت به قصد هتک حرمت که منجر به جانباختن پریناز خسروانی گردید  پس از مدتها بازداشت در شکنجه گاه های اداره اطلاعات ، اطلاعات سپاه و آگاهی  به بندهای ۱،۲،۳،۴،۹و ۱۱ زندان ارومیه منتقل شدند. سنین دستگیر شدگان بین ۱۵ الی ۴۵ سال می باشند.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران؛ اسامی تعداد از دستگیر شدگان به قرار زیر می باشد :

نعمت گلی،حوره سلطانی،عبدالرحمان جمشیدی،حسن امینی ، عثمان عزیززاده(پدر)،میلاد عزیز زاده (فرزند)،کریم آشنا، انور درویشی ، صابر الکی دون،فوادشمشیری، سیامند محمد زاده،کاوه عنایتی ، بختیار شیخی ،هرمان کاظمی،حاتم …پورعلی،جعفر توانا ، شاهو عیسی لو،شیوا سعیدی ،رضا عباسی اصل، علی اصل تلخ،علیرضا پهلوانی،سلیمان سهرابی ، کیوان توتون،ادریس صدیقی ،یوسف فرزادیان ، احد قاضی ،یعقوب نوری، ابراهیم عویسی، شیرکوه سبیلی،پژمان دمکری،اسعد هوشنگی، ارمین حسین پور،پژمان حسین پور، امیر کریمی ،ناصر نیکو،علی ابراهیمی

بازجویان وزارت اطلاعت دستگیر شدگان را با اتهاماتی مانند اقدام علیه امنیت نظام قصد محاکمه آنها  را دارند.

در حالی که تعداد بیشماری از مردم مهاباد در بازداشت و تحت شکنجه بازجویان وزارت اطلاعات  قراردارند. اما هنوز مامور متجاوزگر وزارت اطلاعات که با  قصد پلید هتک حرمت منجر به جان باختن فریناز خسروی گردید بدون محاکمه و مجازات است.

رژیم ولی فقیه تا به حال بارها اقدام به فریبکاری نموده است ودر طی حاکمیت خویش مرتکب جنایتهای هولناکی علیه مردم ایران شده است و هر بار که تحت فشار افکار عمومی و مراجع بین المللی قرار می گیرد ترفند تحقیق و رسیدگی به  جنایتها را مطرح می کند ولی در این مدت هیچگاه جنایتکاران را به پای میز عدالت آورده نشدند بلکه قربانیان؛ دستگیر ، شکنجه و با احکام غیر انسانی محکوم نموده است. لذا مردم ایران هیچ اعتمادی به طرحهای فریبکارانه تحت عنوان تحقیق و رسیدگی آنها ندارند و خواستار دخالت مراجع بین المللی برای انجام تحقیقات مستقل و بی طرفانه هستند.

 

مقاله قبلیتصاویری از دختر بچه‌‌های داعشی
مقاله بعدیکشف ۱۰۰ تن زباله از منزل زن ۶۰ ساله بوکانی!
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.