از واعظ نامتعظی پند شنیدن | چون قبله نما ساختن اهل فرنگ است!

0
272

واعظ نامتعظ کسی را گویند؛ که به آنچه خودش می گوید ایمان راسخ ندارد و به آن عمل نمی کند. یا حتی به طور ” باری به هر جهت ” نیز، به موعظه های خویش پایبندی ندارد. وی هرگز گفته های خودش را انجام نمی دهد؛ و صرفا آنها را، برای فریب دادن دیگران مطرح می سازد. از همین قرار است، مورد تعلیق شدن عضویت سپنتا نیکنام، عضو زرتشتی شورای شهر یزد، که با مخالفت برخی از ” واعظان غیر متعظ ” به انجام رسیده است!

غلامعلی سفید رئیس شورای شهر یزد، در پاسخ به حکم صادر شده برای تعلیق سپنتا نیکنام از عضویت در این شورا، در ویدئویی که از وی در جلسه شورای شهر یزد، در فضای مجازی منتشر شده می گوید: ” حکم تعلیق سپنتا نیکنام را اجرا نمی کنم. اگر حکم قطعی شود، کس دیگری رئیس شود و اجرایش کند. ” هر چند که آقای غلامعلی سفید، به گونه ای که در شورای شهر مسؤلیت دارد؛ و به طور ضمنی از کسانی به شمار می آید، که موظف به اجرا کردن احکام صادره از سوی مسؤلان رژیم منحط آخوندی است. اما با بیان این امر که حکم مربوط به تعلیق عضویت یک ایرانی راستین و زرتشتی نیکوسرشت را اجرا نخواهد کرد. قابل احترام و کرنش فراوان نیز هست!

ایشان به وضوح اعلام نموده: ” اگر می خواهید این حکم اجرا شود؟ فرد دیگری را به ریاست این شورا انتخاب کنید؛ تا او این حکم را به اجرا بگذارد. ” چنانچه اجزاء عبارات پیشین جمله های قبلی وی را تجزیه ذهنی نمائیم؟ آقای غلامعلی سفید به مسؤلین یا دست کم به صادر کنندگان حکم مزبور کنایه می زند؛ که این حکم ناصواب و ناحق صادر گشته، و من به عنوان رئیس مرجعی، که می بایست از حقوق مردم شهری، که شورای آن را ریاست می کنم حفاظت نمایم. آقای سپنتا نیکنام نیز یک شهروند یزدی است؛ که حمایت از وی و حقوقی که دارد؛ بر من مترتب است. ” !

آقای سپنتا نیکنام، شهروند زرتشتی یزد، در سال ۱۳۹۲ به عضویت شورای شهر یزد رسید. وی در سال ۹۶ نیز، با به دست آوردن ۲۲ هزار رأی، نفر هفتم در انتخابات شد؛ و باز هم به شورای شهر یزد راه یافته است. اما با شکایت یکی از نامزدهای شورا به نام علی اصغر باقری، نامزد اصولگرای شورا مواجه شد. که به مسأله ای دینی تأکید داشت؛ و این مسأله دینی مورد تأیید احمد جنتی عضو شورای شهر هم بود. این تأکید می گوید، فرد غیر مسلمان، نمی تواند عضویت شورای شهری را داشته باشد؛ که اکثریت اعضای آن مسلمان هستند!

چگونه است، که در مجلس شورای اسلامی، که چند برابر اعضای یک شورا، از نمایندگان مردم کشور در آن حضور دارند؛ و اکثریت نمایندگان آن هم مسلمان می باشند؛ می توان نمایندگانی از ادیان دیگر مانند یهودیان، زرتشتیان و مسیحیان را پذیرفت. ولی در شورای یک شهر، که کل تعداد اعضای آن، بیش از ده بیست نفر هم نیستند؛ حضور یک عضو زرتشتی در آن، می بایست که چنین بلوائی را برپا کند؛ و باری دیگر حقارت روش های ضد ایرانی حاکمیت ملاهای بیابانگرد تازی تبار را به جهانیان بشناساند؟!

هفته گذشته، دیوان عدالت اداری کشور، حکم تعلیق سپنتا نیکنام، عضو زرتشتی شورای شهر یزد را تأیید کرد. تعلیق عضویت این ایرانی زرتشتی از شورای شهر یزد، بعد از آن صورت گرفت؛ که شورای نگهبان، عضویت اعضای غیر مسلمان، در مناطقی که اکثریت آن با مسلمان ها است را ممنوع اعلام کرد. احمد جنتی در جریان انتخابات شوراهای شهر و روستا، در نامه ای که برای اعضای هیأت نظارت بر انتخابات شهر و روستا نوشته بود؛ از این هیأت خواست، در مناطقی که اکثریت مسلمان دارند؛ افراد غیر مسلمان رد صلاحیت بشوند. چون ” صلاحیت نامزدی ” ندارند! استدلال وی براساس فتوائی از خمینی است؛ که در هنگام حیات وی مطرح شده بوده است!

با این حال در آن موقع، اعضای نظارت بر انتخابات شوراها، که از نمایندگان مجلس تشکیل می شوند؛ صلاحیت نامزد زرتشتی شورای شهر یزد را رد نکرده بود؛ و آقای سپنتا نیکنام به عضویت این شورا برگزیده شد. اما اکنون که این فرد، با رأی دیوان عدالت اداری کشور، و حکم فرماندار شهر یزد، از سمت خود معلق شده است؛ باید دید که دیدگاه نهادهای بین المللی و مدافعان حقوق بشر در سازمان ملل متحد، که پیش تر نیز حکومت جبار و جنایت پیشه جمهوری اسلامی را، به نقض حقوق پیروان اقلیت های مذهبی در کشور متهم کرده بودند. اکنون در این باره نسبت به این تعلیق چه می کنند؛ و با رژیم مستبد آخوندی چه خواهند کرد؟!

سران دروغپرداز جمهوری اهریمنی اسلامی، پیش تر اتهام نقض حقوق پیروان اقلیت های مذهبی در کشور را رد کرده اند. و به قانون اساسی خودشان، که می گوید؛ اقلیت های مذهبی هم، باید در مجلس نماینده داشته باشند استناد کرده اند. باید توضیح بدهند، چرا در یک سرزمین، یک قانون در جائی اجرا می شود و در جای دیگر صلاحیت اجرا را ندارد؟!

شاید هم آقایان، آنقدر سرشان به دزدی ها و جنایتکاری های شان گرم است؛ که این موضوع کم ترین ارزش سیاسی و اجتماعی برای شان ندارد. آنچه که مسلم است حقیقت آفتابی است؛ که نمی توان آن را در پشت یک کاسه پنهان کرد. ویژه آن که زرتشتیان ایران، یکی از نیک سرشت ترین مردمان دنیا، مخصوصا در خطه ی زرخیز میهن شان هستند. که جز بر مبنای آموزه های انسان مآبانه زرتشت یکتاپرست عمل نمی کنند؛ و پندار و کردار و گفتار نیک، سرلوحه همه اعمال ایشان، در تمامی زمینه های زندگانی آنها است!

آقای سپنتا نیکنام، ایرانی اصیل زرتشتی در این رابطه گفته است: ” برنده اصلی این ماجرا من هستم. زیرا اکنون به شهرتی که نداشتم رسیده ام. ” خدمت شان عرض می کنم: شما با ایرانی و زرتشتی بودن تان، که پیرو اندیشه و کردار و گفتار نیک می باشید و به آن عمل می کنید. از روز نخست تا به ابد، پیوسته برنده و سرآمد همگان بودید و هستید و خواهید بود. چرا که یک زرتشتی نیک نهاد، به صدها مسلمان دروغپرداز و رند و کلاهبردار و زورگو و جانی و شیاد می ارزد. چه ستمگران رژیم آخوندی را خوش بیاید و چه نه؟!

محترم مومنی

 

مطلب قبلیکشف فسیل ۴۸ میلیون ساله از اجداد هدهد در آلمان
مطلب بعدی۴ دلیل موفقیت نوجوانان ایران از نظر سایت فیفا
محترم مومنی روحی
شرح مختصری از بیوگرافی بانو محترم مومنی روحی او متولد سال 1324 خورشیدی در شهر تهران است. تا مقطع دبیرستان، در مجتمع آموزشی " فروزش " در جنوب غربی تهران، که به همت یکی از بانوان پر تلاش و مدافع حقوق زنان ( بانو مساعد ) در سال 1304 خورشیدی در تهران تأسیس شده بود؛ در رشته ادبیات پارسی تحصیل نموده و دیپلم متوسطه خود را از آن مجتمع گرفته است. در سال 1343 خورشیدی، با همسرش آقای هوشنگ شریعت زاده ازدواج نموده؛ و حاصل آن دو فرزند دختر و پسر 47 و 43 ساله، به نامهای شیرازه و شباهنگ است؛ که به او سه نوه پسر( سروش و شایان از دخترش شیرازه، و آریا از پسرش شباهنگ) را به وی هدیه نموده اند. وی نه سال پس از ازدواج، در سن بیست و نه سالگی، رشته روانشناسی عمومی را تا اواسط دوره کارشناسی ارشد آموخته، و در همین رشته نیز مدت هفده سال ضمن انجام دادن امر مشاورت با خانواده های دانشجویان، روانشناسی را هم تدریس نموده است. همزمان با کار در دانشگاه، به عنوان کارشناس مسائل خانواده، در انجمن مرکزی اولیاء و مربیان، که از مؤسسات وابسته به وزارت آموزش و پرورش می باشد؛ به اولیای دانش آموزان مدارس کشور، و نیز به کاکنان مدرسه هائی که دانش آموزان آن مدارس مشکلات رفتاری و تربیتی داشته اند؛ مشاورت روانشناسی و امور مربوط به تعلیم و تربیت را داده است. از سال هزار و سیصد و پنجاه و دو، عضو انجمن دانشوران ایران بوده، و برای برنامه " در انتهای شب " رادیو ، با برنامه " راه شب " اشتباه نشود؛ مقالات ادبی – اجتماعی می نوشته است. برخی از اشعار و مقالاتش، در برخی از نشریات کشور، از جمله روزنامه " ایرانیان " ، که ارگان رسمی حزب ایرانیان، که وی در آن عضویت داشته منتشر می شده اند. پایان نامه تحصیلی اش در دانشگاه، کتابی است به نام " چگونه شخصیت فرزندانتان را پرورش دهید " که توسط بنگاه تحقیقاتی و مطبوعاتی در سال 1371 خورشیدی در تهران منتشر شده است. از سال 1364 پس از تحمل سی سال سردردهای مزمن، از یک چشم نابینا شده و از چشم دیگرش هم فقط بیست و پنج درصد بینائی دارد. با این حال از بیست و چهار ساعت شبانه روز، نزدیک به بیست ساعت کار می کند. بعد از انقلاب شوم اسلامی، به مدت چهار سال با اصرار مدیر صفحه خانواده یکی از روزنامه های پر تیراژ پایتخت، به عنوان " کارشناس تعلیم و تربیت " پاسخگوی پرسشهای خوانندگان آن روزنامه بوده است. به لحاظ فعالیت های سیاسی در دانشگاه محل تدریسش، مورد پیگرد قانونی قرار می گیرد؛ و به ناچار از سال 1994 میلادی،به اتفاق خانواده اش، به کشور هلند گریخته و در آنجا زندگی می کند. مدت شش سال در کمپهای مختلف در کشور هلند زندگی نموده؛ تا سرانجام اجازه اقامت دائمی را دریافته نموده است. در شهر محل اقامتش در هلند نیز، سه روز در هفته برای سه مؤسسه عام المنفعه به کار داوطلبانه بدون دستمزد اشتغال دارد. در سال 2006 میلادی، چهار کتاب کم حجم به زبان هلندی نوشته است؛ ولی چون در کشور هلند به عنوان نویسنده صاحب نام شهرتی نداشته، هیچ ناشری برای انتشار کتابهای او سرمایه گذاری نمی کند. سرانجام در سال 2012 میلادی، توسط کانال دو تلویزیون هلند، یک برنامه ده قسمتی از زندگی او تهیه و به مدت ده شب پیاپی از همان کانال پخش می شود. نتیجه مفید این کار، دریافت پیشنهاد رایگان منتشر شدن کتابهای او توسط یک ناشر اینترنتی هلندی بوده است. تا کنون دو عنوان از کتابهای وی منتشر شده و مورد استقبال نیز قرار گرفته اند. در حال حاضر مشغول ویراستاری دو کتاب دیگرش می باشد؛ که به همت همان ناشر منتشر بشوند. شعار همیشگی او در زندگی اش، و تصیه آن به فرزندانش : خوردن به اندازه خواب و استراحت به اندازه اما کار بی اندازه است. چون فقط کار و کار و کار رمز پیروزی یک انسان است.