جنابِ شاهزاده رضا پهلوی

این نامه به‌صورتِ عمومی منتشر می‌شود زیرا بارها و بی‌شمار پیام و نامه به آدرس‌های خصوصی فرستاده شده و پاسخی درخور و مستدل دریافت نگردیده است. مخاطب اصلیِ این نگاره شما هستید؛ اما مخاطب فرعی، نسلِ جوان، کنش‌گران سیاسی و تمامی کسانی است که در آرزویِ بازسازیِ کشوری آزاد و باثبات سهیم‌اند. حرفْ نه از خصومتِ شخصی که از حسِ مسئولیتِ تاریخی و از تجربهٔ ملموسِ میدانِ امنیت و فرماندهی برمی‌آید.

اینجا نقطه‌ای است که تاریخ انتخاب می‌کند: یا رهبرانِ اپوزیسیون می‌توانند با آرامش، عقلانیت و محاسباتِ عقلانیِ قدرت، زمینهٔ گذارِ کم‌خسارت و سازنده را فراهم کنند، یا با شعارها و عملیاتِ نمادینِ نسنجیده، راه را برای فاجعه‌هایی گشایند که هزینه‌اش را مردم می‌پردازند. تعبیرِ «نبردِ نهایی» هنگامی که در عرصهٔ واقعیِ سیاست و در میدانِ جامعه طنین اندازد، بیش از آن که به یک آرمانِ سیاسی تعبیر شود، می‌تواند ماشه‌ای برای واکنشِ خشونت‌بار و فروپاشیِ کنترلی گردد.

در شرایطِ کنونی، چند نکتهٔ حیاتی وجود دارد که انتظار می‌رود از سویِ رهبرانِ ملی به‌روشنی دیده و در عمل رعایت شود:

یک: روشن‌سازیِ ماهیتِ سازمان‌دهی
هر گونه فراخوان به «گارد» یا «سازمانِ نظامی‌نما» باید از منظرِ حقوقی و عملی بازبینی شود. تاریخِ تحولاتِ ایران نشان داده است که ساختارهای نیمه‌نظامیِ غیررسمی نه تنها از انسدادِ مشروعیتِ سیاسی کم نمی‌کنند، که بحرانِ مشروعیت را تشدید می‌کنند. اگر هدفِ شما توانمندسازیِ جامعه برای دفاع از حقوقِ شهروندان است، ابزارِ صحیح، شبکه‌هایِ مدنیِ پاسخگو، آموزشِ حقوقِ مدنی و سازوکارهای مشروعِ امنیتیِ غیرمتمرکز اما تحتِ نظارتِ شفاف است؛ نه هویت‌بخشیِ نظامی به گروه‌هایی که ممکن است به‌سرعت از کنترل خارج شوند.

دو: مخاطره‌سنجیِ امنیتی و تضمینِ حیاتِ غیرنظامیان
هر استراتژی‌ای که ممکن است به تشدیدِ رویاروییِ نظامی یا امنیتی با رژیم انجامد، باید از منظرِ تلفاتِ مدنی، تخریبِ زیربناها و پیامدهایِ منطقه‌ای ارزیابی شود. جوانانی که امروز در خیابان‌ها فریاد می‌زنند فردا نمی‌توانند هزینهٔ محاسباتِ اشتباهِ رهبری را بپردازند. به‌عنوانِ کسی که در ساختارهای فرماندهی تجربه دارد، هشدار می‌دهم: هیچ پیروزیِ سیاسی ارزشِ قربانی‌شدنِ بی‌گناهِ مردم را ندارد.

سه: شفافیتِ مالی و ارتباطاتِ بین‌المللی
هر پیوندِ مالی یا ارتباطی با بازیگرانِ خارجی، به‌خصوص آنانی که منافعِ منطقه‌ای و استراتژیکِ خود را دنبال می‌کنند، باید علنی و قابلِ حسابرسی باشد. تاریخِ معاصرِ ایران نشان داده است که وجودِ منابعِ خارجی گاه مسیرِ جنبش‌ها را تغییر داده و مشروعیتِ درونی را سلب کرده است. مردمِ ایران حق دارند بدانند که چه منابعی، از چه کانال‌هایی و با چه شروطی به پروژه‌ای اختصاص یافته است.

چهار: اولویتِ قانون و حقوقِ بشر
خواسته‌های سیاسی هیچ‌گاه نباید خارج از چارچوبِ حقوقِ بشر و قانونِ بین‌الملل دنبال شوند. اعمالی که ذیلِ نامِ مقاومت صورت می‌پذیرد و حریمِ حقوقیِ افراد را نقض می‌کند، نه تنها مشروعیتِ حرکت را تضعیف می‌کند، بلکه دایرهٔ تعرضِ متقابل را گسترش می‌دهد. می‌طلبد بر تاسیسِ نهادهای کنترلِ داخلی، کدهای رفتاریِ روشن و مکانیزم‌های پاسخ‌گوییِ سریع تأکید شود.

پنج: پیامِ ملیِ سازگار با اقشارِ مذهبی و سنتی
برای جلبِ همگراییٔ ملی ضرورت دارد پیام‌ها از لحنِ صفر-یک دور شوند. اقشارِ مذهبی و سنت‌گرا اگر احساسِ تهدید کنند، به میدانِ پشتیبانی از وضعیتِ موجود بازمی‌گردند. گفتمانِ واحد و فراگیر، مبتنی بر تضمینِ حقوقِ مدنی، احترام به مراجعِ دینیِ معتدل و تأکیدِ بر حفظِ وحدتِ ملی باید اولویتِ همه باشد.

شش: آماده‌سازیِ عملی برای دورانِ گذار
اگر هدفِ نهایی تغییرِ نظام باشد، باید سازوکارهایِ انتقالِ قدرت، مدیریتِ امنیتِ داخلی، حفظِ زیرساخت‌ها و بازگشتِ خدماتِ اساسی تعریف و تضمین شود. فقدانِ برنامهٔ مشخص برای پس ازِ نفوذِ یا تغییر، تولیدِ خلأِ قدرت می‌کند و خلأ، سوختِ هرج‌ومرجِ خون‌آلود است.

هفت: دعوت به گفت‌وگو و هم‌افزایی
جریان‌های مدنی، احزابی که به‌طورِ مشروع فعالیت می‌کنند، و کنش‌گرانِ مؤثرِ جامعهٔ مدنی ظرفیتِ بسیار بالایی برای تبیین و هدایتِ مسیرِ تغییر دارند. کنشِ سیاسیِ هوشمندانه امروز باید تمرکز خود را بر ایجادِ شبکه‌هایِ هم‌افزای داخلی بگذارد؛ شبکه‌هایی که تشخیص بدهند چه زمانی باید تحرکِ خیابانی را تشدید کرد و چه زمانی باید به دیپلماسی و فشارِ بین‌المللی متوسل شد.

جنابِ شاهزاده، مردمِ کشورمان بیش از هر زمانی به عقلانیت، دوراندیشی و مسئولیتِ سیاسی نیازمندند. تاریخ از شما و همفکرانتان خواهد پرسید که آیا از فرصتِ تاریخی برایِ ساختنِ پُلِ صلح‌آمیز میانِ امروز و فردا استفاده کردید یا آن را به آب‌‌بستنِ شعاراتِ خطرناک و عملیاتِ نمادینِ مخاطره‌آمیز فروختید. هشدارِ من نه از سرِ بدگمانی که از سرِ نگرانیِ عمیق برای جانِ هم‌وطنان و سرنوشتِ ملی است.

از شما دعوت می‌کنم پیش از هر اقدامی، نقشهٔ راهِ جامعِ امنیتی، سیاسی و حقوقی را به‌صورتِ علنی ارائه دهید و آمادهٔ گفت‌وگوی عمومی و پاسخگوییِ مستند به این پرسش‌ها باشید. بی‌پاسخ گذاشتنِ این پرسش‌ها، به معنای واگذاریِ میدان به روایت‌های خشونت‌طلبانه و به ضررِ آیندهٔ ایران خواهد بود.

این پیامِ مسئولانه و تاریخی، صرفاً یک هشدار نیست؛ یادآوریِ وظیفهٔ انسانی و ملی است. در این آزمونِ تاریخی، مسئولیتِ شما بسیار سنگین است و مردمِ ایران انتظار دارند که این مسئولیت را با خرد، شجاعت و اخلاق ادا کنید.

سرتیپ محمد موسوی
شورای فرماندهی جنبش مردمی آزادیبخش