سالهاست که خواننده پاپ و کهنهکار موسیقی ایران، که در هنر او شک و تردیدی وجود ندارد، در تمام کنسرتها و مصاحبههایش به وضوح اعلام کرده که میخواهد به وطن بازگردد و سالهایی که هیچ بشری نمیداند نقطه پایان حیات کجاست، در کنار خانواده و دوستانش سپری کند!
به همین منظور چند سالی است که به ترکیه مهاجرت و نقل مکان کرده است تا در نزدیکترین نقطه به وطن حضور داشته باشد!؟
در آخرین مصاحبه، روبروی علی ضیاء، مجری و کارمند صدا و سیما در استانبول، در برنامه (باضیاء) نشست و از هر دری سخن گفت و باز هم علاقهاش را برای بازگشت به ایران کتمان نکرد!؟
صد البته که تأمین امنیت و جانش را میخواهد و بارها روی این موضوع تأکید کرده است، همان بحثی که چند ماه پیش برای نصرتالله معین اتفاق افتاد و نام این هنرمند و خواننده اهل استان اصفهان حتی به زبان وزیر فرهنگ آمد و ضمنی در مصاحبهای تلویحی گفت او میتواند به ایران بازگردد!؟
اصلا بحثی در مورد جزئیات گفتگو با علی ضیاء را نداریم و در مورد مجری رسانه ایران و ماهیت و قصد او را هم کنار میگذاریم!؟
روی سخن با شهرام عزیز است که بعد از این مصاحبه با اینترنشنال و سایر تلویزیونهای خارج ایران گفتگو کرد و با توجه به فشار مجریان برای بازجویی و محکوم کردن او که چرا با فلانی مصاحبه کردی، پاسخ شهرام شب پره عجیب و کمی توهین به شعور مخاطب بود!؟
بایست بگویم نخست مگر تو ۱ فرد تازهوارد به دنیای هنر و عشق شهرت بودی که بدون شناخت و چشم بسته بگویی من این آدم را نمیشناختم و به سفارش یکی از دوستان حاضر به مصاحبه با او شدم!؟
حداقل موضوع این است که شما با یک سرچ کوچک میتوانستید بیوگرافی فردی که قرار است روبرویش بنشینی و گفتگو کنی را مطالعه کنی و با شناخت مقابل او پاسخ پرسشهایش را بدهی!
هنرمند عزیز، اینکه بعد از فشار رسانههای خارج ایران که اصلا نام آنها مهم نیست، اینکه زیر فشار هجمه چند پرسش منکر خیلی موضوعات بشوید برای شما سخیف و برای دوستداران و مردم قابل هضم نخواهد بود!؟
اصول این مسئله این بود که بگویی تلاش میکنم راههای بازگشت به وطن را پیدا کنم و از هر کانالی شانس خودم را امتحان میکنم!؟
آینده و گذر زمان ثابت خواهد کرد در این امر چقدر موفق خواهی بود!؟
همگان به خوبی میدانیم حرف تا عمل حاکمان و سران قدرت در ایران متفاوت است و اعتمادی به هیچ یک از وعدهها و شعارهای ایشان نیست و به مثال آب و هوای فصل بهار میتواند در لحظه تغییر کند!؟
شاید حبیب خواننده و هنرمند فقید که سالها پیش با تأمین جانی به ایران بازگشت، سالها در ویلای خود در شمال کشور خانهنشین شد و در نهایت به دلایل متعدد که یکی از آنها ندادن مجوز اجرا و کنسرت به او بود از دنیا بدرود گفت!؟
در حالی که آنچه در واقعیت میبینیم به افراد (به اصطلاح خواننده) که هیچ یک از المانهای خوانندگی را ندارند و با کمک تکنولوژیهای سیستمهای صدا حتی بسیاری مواقع پلی بک میخوانند، مجوز داده شده است!؟
از بحث شهرام شب پره که بگذریم، میرسیم به علی اوجی، تهیهکننده و برنامهساز فعال حوزه سینما و تئاتر در ایران که با شوی تلویزیونی جوکر بیشتر از سالهایی که پشت دوربین فعالیت میکرد شناخته شد!؟
از حق و انصاف نگذریم، در فصل نخست با طنازی و بداههگویی چشمها را خیره کرد و اوج درخشش او فینال این شوی تلویزیونی، یعنی قسمت خانوادگی بود که به همراه همسرش نرگس محمدی کولاک کردند و شایسته تقدیر هستند!؟
تا اینجا همه چیز عالی بود تا اینکه این تهیهکننده پرکار این روزهای سینما در یک تاک شو نمایش خانگی که اسپانسر این تاک شو مانند بسیاری از حامیهای مالی این روزهای سینما و تلویزیون موسسه فروش رمزارز دیجیتال بود!؟
گفتگو آغاز شد و مثلا بحث سوالاتی خصوصی و خانوادگی به میان آمد، سوالاتی از قبیل اینکه چند ماشین دارید؟ درآمدتان چقدر است؟ به همسرت بدهکاری؟ مبلغ آن چقدر است؟
مهمترین بخش سوال آنجا بود که خانه داری؟ که در کدام تعجب منکر داشتن در تهران شد که در صفحه رسمی همان تاک شو کامنتهای بسیاری آدرس منزل تحت مالکیت او با نشانی سند را برملا کردند! دو نفر هم فامیلی خود را نوشتند!؟
جای تأمل برانگیز سوالات آنجا بود که به دوربینها زل زد و راحت گفت “لنگ ۱۰ میلیون بوده است!”
پرسش بنده این است که فردی که تهیهکننده سینما و تئاتر یا بهتر بگوییم سرمایهگذار آثار زیادی است که برند اوجی فیلم در تیتراژ محصولاتش مانند صنعت هالیوود نمایش داده میشود!؟
به ادعای خود علی اوجی که شواهدش در آرشیو موجود است، در طول سال در بسیاری از جشنوارهها و ایونتهای بینالمللی به اتفاق همسرش حاضر است و پاسپورتش جای مهر ندارد!؟
خب کدام عقل سلیم باور میکند با دلار ۱۰۰ هزار تومانی حضور در بسیاری از جشنوارهها بدون پسانداز و پول، آن هم از نوع دلار، چنین چهرهای رو به نگاه کرده و بگویید “لنگ ۱۰ میلیون بوده، مقروض است!”؟
جالب است بدانید در همان قسمت خانوادگی جوکر، ساعت و لباس تن این زن و شوهر برند و گرانقیمت بود!؟
نکته دیگر تصور کنید پروژههای سینمایی و تئاتر (امید زندگانی در همان جوکر مدعی شد به دلیل سرمایهگذاری اوجی) در تئاتری که الیکا عبدالرزاقی، همسرش، روی صحنه میبرد حتی به شوخی نمیتواند از خانواده اوجی انتقاد کند!؟
حالا تمام این پازلها را کنار هم بگذارید تا متوجه شوید در این دنیای وانفسا به هیچ چهره و سلبریتی نمیتوان اعتماد کرد!؟
زیرا حرف با عمل حتی با لباس تنشان مطابق ندارد!؟
حالا میخواهد شهرام شب پره نزدیک ۸۰ سال باشد یا علی اوجی ۴۵ ساله ثروتمند که شعور مردم را به هیچ میپندارند!؟



